انتخاب میان تقابل و تعامل، آینده نسل ها را رقم می زند

رئیس‌جمهوری در پیامی به مردم آمریکا با تاکید بر اینکه جهان امروز در نقطه‌ای است که تداوم مسیر تقابل، بیش از هر زمان دیگری پرهزینه و بی‌نتیجه است، تصریح کرد: انتخاب میان تقابل و تعامل، یک انتخاب واقعی و سرنوشت‌ساز است؛ انتخابی که پیامدهای آن، آینده نسل‌ها را رقم خواهد زد.

photo 2026 04 01 22 29 50

رئیس‌جمهوری در پیامی به مردم آمریکا با تاکید بر اینکه جهان امروز در نقطه‌ای است که تداوم مسیر تقابل، بیش از هر زمان دیگری پرهزینه و بی‌نتیجه است، تصریح کرد: انتخاب میان تقابل و تعامل، یک انتخاب واقعی و سرنوشت‌ساز است؛ انتخابی که پیامدهای آن، آینده نسل‌ها را رقم خواهد زد.

«به مردم ایالات متحده آمریکا و آنان که در میان انبوه تحریف و روایت‌های برساخته، در جستجوی حقیقت و زندگی بهتر هستند.
 
ایران، با همین نام، همین هویت و همین موجودیت، یکی از کهن‌ترین تمدن‌های پیوسته تاریخ بشر است؛ تمدنی که با وجود برخورداری از برتری‌های تاریخی و جغرافیایی در مقاطع متعدد، در تاریخ معاصر خود هرگز مسیر جنگ‌طلبی، تجاوز، استعمار و سلطه‌گری را انتخاب نکرده و علی‌رغم تجربه اشغال، تجاوز و فشارهای تحمیلی از سوی قدرت‌های جهانی، و با وجود توانمندی‌های نظامی نسبت به بسیاری از کشورهای پیرامون خود، آغازگر جنگ نبوده اما متجاوزان را دلاورانه به عقب رانده است.
 
ملت ایران هیچ دشمنی با ملت‌های دیگر، از جمله مردم آمریکا، اروپا و همسایگان خود نداشته است. ایرانیان، حتی در مواجهه با مداخلات و فشارهای دولت‌های خارجی در طول تاریخ، همواره میان ملت‌ها و دولت‌ها تمایز قائل شده‌اند؛ این یک اصل ریشه‌دار در ذهن و فرهنگ این ملت است، نه یک موضع مقطعی.
 
بر همین اساس، تصویرسازی از ایران به‌عنوان یک تهدید، نه با واقعیت تاریخی سازگار است و نه با واقعیت‌های عینی امروز. این تصویر، محصول نیازهای سیاسی و اقتصادی ساختارهای قدرت است؛ نیاز به دشمن‌سازی برای توجیه فشار، حفظ برتری نظامی، تغذیه صنایع تسلیحاتی و مدیریت بازارهای راهبردی. در چنین چارچوبی، اگر تهدیدی وجود نداشته باشد، ساخته می‌شود.
 
در نتیجه همین رویکرد است که امروز، بیشترین تمرکز نیروها، پایگاه‌ها و ظرفیت‌های نظامی ایالات متحده در پیرامون ایرانی شکل گرفته است که دست‌کم از ابتدای حیات ایالات متحده آغازگر هیچ جنگی نبوده است. تجاوزات اخیر آمریکا از مبدأ این پایگاه‌ها، تهدیدآمیز بودن چنین حضوری را به اثبات رسانده است و بدیهی است که هیچ کشوری در برابر چنین شرایطی، از تقویت توان دفاعی خود صرف‌نظر نخواهد کرد؛ آنچه ایران انجام داده و می¬دهد، تنها واکنش و دفاع است و نه آغاز حمله، جنگ و تجاوز. 
 
روابط ایران و آمریکا بر پایه تقابل شکل نگرفته بود و ارتباط میان دو ملت، بدون خصومت و تنش پیش می‌رفت. نقطه عطف این مسیر، کودتای ۱۳۳۲ بود؛ مداخله‌ای که با هدف مقابله با ملی شدن منابع ایران صورت گرفت، روند دموکراسی را متوقف کرد، دیکتاتوری را بازگرداند و بی‌اعتمادی را در ذهن ایرانیان نسبت به سیاست‌های ایالات متحده شکل داد. این بی‌اعتمادی، با حمایت از حکومت پیش از انقلاب، پشتیبانی از صدام حسین در جنگ تحمیلی، اعمال طولانی‌ترین و گسترده‌ترین تحریم‌ها و در نهایت، اقدامات نظامی مستقیم علیه ایران هر روز عمیق‌تر شده است.
 
با وجود این فشارها، ایران نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه در حوزه‌های مختلف تقویت شده است: رشد چشمگیر و سه برابری سطح سواد(از ۳۰٪ به ۹۰٪)، توسعه آموزش عالی، پیشرفت در فناوری‌های نوین، گسترش خدمات بهداشتی و تقویت چشمگیر و غیرقابل مقایسه زیرساخت‌ها، نشان‌دهنده ظرفیت درونی و توان سازگاری این کشور است. این واقعیت‌ها، مستقل از روایت‌های رسانه‌ای، قابل مشاهده و سنجش‌اند.
 
البته نمی‌توان از تأثیر مخرب و ضدانسانی تحریم، جنگ و تجاوز بر زندگی کردم دلاور ایران چشم‌پوشی کرد. تداوم اقدامات نظامی، از جمله حملات اخیر، به‌طور طبیعی بر نگاه و احساسات ملت‌ها اثر می‌گذارد. این یک واقعیت انسانی است: مردمی که هزینه جنگ را با جان، خانه، شهر و آینده خود می‌پردازند، نسبت به عامل آن بی‌تفاوت نخواهند ماند. 
 
در این میان، پرسشی اساسی مطرح است: این جنگ دقیقاً در راستای کدام منفعت واقعی مردم آمریکا است؟ چه تهدید عینی‌ای از سوی ایران وجود داشته که چنین اقداماتی را توجیه کند؟ آیا قتا عام کودکان بی‌گناه، تخریب مراکز داروسازی برای سرطان و یا زیاده‌گویی مبنی بر بمباران یک ملت به عصر حجرمنفعتی جز تخریب هرچه بیشتر تصویر جهانی آمریکا دارد؟ 
 
ایران مسیر مذاکره را پیموده، به توافق رسیده و تعهدات خود را اجرا کرده است؛ این خروج از توافق و حرکت به‌سوی تقابل، و بعد، دو بار حمله در میانه مذاکره، تصمیم‌های مخربی بوده که از سوی دولت ایالات متحده و در اجرای مطامع تجاوزگران خارجی اتخاذ شده است.
 
آغاز حملات علیه زیرساخت‌های حیاتی ایران، از جمله تأسیسات انرژی و صنعتی، اقدامی است که هدف مستقیم آن مردم ایران هستند و افزون بر اینکه یک جنایت جنگی به شمار می‌آید، پیامدهای آن بی هیچ گونه تردیدی فراتر از مرزهای ایران خواهد رفت. این حملات، به‌معنای گسترش بی‌ثباتی، افزایش هزینه‌های انسانی و اقتصادی، و ایجاد چرخه‌ای از تنش و کاشتن بذر کینه است که آثار آن برای سال‌ها باقی خواهد ماند. این مسیر، نشانه قدرت نیست؛ نشانه سردرگمی و ناتوانی در دستیابی به راه‌حل پایدار است.

منبع  : گیل خبر

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *