
بعضی روزها همهچیز از یک انتخاب ساده آغاز میشود؛ از همان لحظهای که فرد مقابل یخچال میایستد یا در میان قفسههای فروشگاه به دنبال خوراکی مورد علاقهاش میگردد. شاید در ظاهر این انتخاب تنها پاسخی به گرسنگی باشد، اما گاهی پشت آن احساساتی پنهان شده است که خود فرد نیز از آن آگاه نیست؛ خستگی یک روز طولانی، اضطراب یک تصمیم مهم، یک خاطره قدیمی غمگین یا حتی شادی یک اتفاق خوشایند؛ به همین دلیل، غذا در زندگی انسان تنها یک نیاز زیستی نیست، بلکه بخشی از تجربههای روزمره، احساسات و داستانهای نانوشتهای است که هر فرد با خود حمل میکند.
غذا در ظاهر بخشی از نیازهای روزمره انسان بهشمار میرود، اما در پس هر انتخاب غذایی، مجموعهای از عوامل روانی، عاطفی، اجتماعی و حتی تجربیات دوران کودکی نهفته است. بسیاری از افراد تجربه کردهاند که در روزهای پراسترس به سراغ خوراکیهای خاصی میروند یا در شرایطی که احساس آرامش و رضایت بیشتری دارند، انتخابهای متفاوتی در برنامه غذایی خود دارند و همین تجربههای ساده روزمره نشان میدهد که میان تغذیه و دنیای احساسات انسان، پیوندی فراتر از رفع نیاز جسمانی وجود دارد.
