
هیچ چیز در فوتبال به اندازهی نتایج، سرنوشت یک مربی را تعیین نمیکند اما در تیم ملی داستان فراتر از یک برد یا باخت است. سرمربی تیم ملی فقط مسئول نتیجه نیست بلکه او معمار هویت فوتبالی یک ملت است. کسی که میتواند شادی را به خیابانها بیاورد یا آه و حسرت را بر لبها بنشاند.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، امیر قلعهنویی، امروز روی نیمکتی نشسته که سنگینیاش را پیش از این بزرگان زیادی حس کردهاند. نیمکتی که مردان بزرگی را از حشمتخان مهاجرانی گرفته تا دایی، مایلیکهن، بلاژوویچ، برانکو، ایویچ، کیروش و… به چالش کشیده اما این نیمکت بیش از آنکه نیاز به کسی داشته باشد که از انتقادها گله کند، به مربیای نیاز دارد که از آنها درس بگیرد.
فوتبال ایران همواره صحنهای پرهیاهو بوده، جاییکه مربیان و بازیکنان در میان موجی از ستایشها و انتقادها دستوپنجه نرم میکنند اما این روزها امیر قلعهنویی در جایگاهی ایستاده که شاید کمتر کسی آرزویش را داشته باشد؛ نیمکتی که زیر سایه سنگین انتظارات، صدای تشویق و اعتراض در هم تنیده شده اما مسئلهای که نباید فراموش شود این است که منتقدان، دشمن او نیستند.
آنها نه برای تخریب که برای بهتر شدن فوتبال این سرزمین لب به انتقاد باز میکنن نخواهد کرد. به نظر باید برای رسیدن به این مهم از «ژنرال» درونت فاصله بگیری و همان «اردشیری» باشی که همیشه انگیزههای بی پایانی داشت تا موفقیتها را درو کند.
این جام جهانی قرعه برنده به نامت خورده است. شانس بار دیگر در خانهات را کوبیده و حالا با برگ برندهی «استفاده از مربی ایرانی در جام جهانی» میتوانی ورق را به نام و کام خودت برگردانی. هم محبوب و عزیز ملت شوی و هم کارنامه ات را پر طمطراقتر کنی. شاید اگر چنین اتفاقی را در جام جهانی رقم بزنی دیگر کسی در شایستگیهایت شک هم نکند. اگرچه دوره قبلی حضور مربی ایرانی روی نیمکت تیم ملی در جام جهانی ۹۸ با آن ستارههای کهکشانی تجربه تلخی بود و جلال طالبی و بیژن ذوالفقارنسب قدر آن موقعیت طلایی را ندانستند و هدر دادند.
