امیرعبداللهیان ادامه داد: نخستین و مهمترین نکته درخصوص سوریه این است که اگر موضع قاطع و صریح حضرت آقا نسبت به اهمیت راهبردی این کشور برای حفظ امنیت ملی کشور و امنیت منطقه، با توجه به نقشهی کلان و خطرناکح آمریکا نبود، این موفقیت در به دست نمیآمد؛ چون برخی از بزرگان ما از نظامیان گرفته تا سیاسیون حتی افراد پابهرکاب ما در حوزهی مقاومت در یک مقاطع سختی دچار تشکیک و تردید شده بودند که اگر نگاه و دستورها و هشدارهای صریح ایشان نبود، به جرئت میتوانم بگویم که ما در همان یک سال اول، حوزهی استراتژیک سوریه در غرب آسیا را از دست داده بودیم و روند تجزیه کشورهای منطقه کلید می¬خورد. بارها بعضی رهبران منطقه به من میگفتند که شما چه اطمینانی دارید که اینقدر محکم حرف میزنید؟ دنیا علیه سوریه است؛ مگر شما میتوانید یکتنه بایستید؟
وی افزود: البته توجه رهبر انقلاب تنها به سطوح راهبردی و کلان منطقه معطوف نبود. ایشان دغدغهی ملت و مردم سوریه را بواقع داشتند. وقتی بحران سوریه در سال ۲۰۱۱ میلادی شروع شد، از اولین توصیههای رهبر انقلاب این بود که مردم خط قرمز ما هستند. شما ببینید، در زمانی که از نظر راهبردی و سطح کلان، اهمیت مسئلهی سوریه برای ما، بسیار بالا بود، اما در نیت و فکر حضرت آقا کشته شدن احتمالی یک مظلوم در سوریه، خط قرمز است.
معاون سابق عربی آفریقایی وزارت امور خارجه اظهار کرد: ا کار نمیآمدند. قرار شد در همه سطوح سیاسی، امنیتی و نظامی با روسها و با هدف توجیه و اقناع آنها گفتگو کنیم. من یادم است وقتی برای اولین مذاکره رفتیم تا روسها را متقاعد کنیم، با نمایندهی آقای پوتین در امور خاورمیانه آقای میخائیل باگدانُف دیدار کردم. به او گفتم ما میخواهیم شما جدیتر پای کار سوریه بیایید چراکه آمریکاییها و اروپاییها که در لیبی فریب دادند و متحدتان را از دست دادید، اقلاً در سوریه بیایید و متحد خود را حفظ کنید. آنروزها آقای پوتین تردید داشت.
