
نگاهی به نقد و نظرها درباره تنهایی استراتژیک ایران؛
امکان عبور از روایت تنهایی به سوی راهبرد تعامل
پس از تأمل در آرای منتقدان و واکاوی تحلیلهای ارائهشده پیرامون جایگاه ایران در نظام بینالملل با تکیه بر مفهوم تنهایی استراتژیک جمهوری اسلامی ایران، واقعیتی درخور توجه آشکار میشود؛ اینکه دو اثر شاخص و تأثیرگذار در تبیین مفهوم «تنهایی استراتژیک ایران» و نسبت آن با جهتگیریهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی، به قلم پژوهشگرانی نگاشته شدهاند که خارج از ایران به فعالیتهای علمی و دانشگاهی اشتغال دارند.
سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، ماهرخ ابراهیمپور: همه حرفها و حدیثها از کتاب «ایران و تنهائیش» شروع شد، کتابی به قلم محمدعلی اسلامی ندوشن که قلبش برای ایران مساله برمیگردد.
وقتی به تاریخ ایران نگاه میکنیم، تنها صحنهای از جنگ بین قدرتهای خارجی را میبینیم و «ایران و تنهائیش» این مساله را که سبب بسیاری از مشکلات فرهنگی در ایران شده بررسی میکند. از مغولان گرفته تا ورود اعراب به کشور، ایرانیان، بیش از هر زمان دیگری احساس میکردند که باید سخن بگویند و صدایشان را باقی بگذارند و با سرنگونی حکومت ساسانی که تحصیلات را به کشیشها و معلمان محدود میکرد، فضایی برای رشد افراد فراهم شد. اما به دلیل فقدان آزادی بیان سیاسی در آن محیط هولناک، مجبور شدند به زبان عرفانی و کنایه روی بیاورند و در نتیجه بیشتر بزرگان، صحبتهای مهم را به شکل شطحیات یا از زبان مجانین نقل میکردند. در این دوره که معادل با دوران سلجوقیان و ایلخانان است، اوج عرفان در ایران مشاهده میشود.
