٢٧ آبان ١٣٩٩
![]()
بازیهای دیجیتال به عنوان یک رسانه پرقدرت و اثرگذار که دارای جنبههای آموزشی تایید شدهای از سوی مراکز علمی هستند، از این قابلیت برخوردار هستند که به نمایش ذهنیتها و باز طراحی رویدادهای واقعی بپردازند. اینکه تا چه حد در بازنمایی واقعیت ها به اصل وفادار بمانند، بسته به سیاستها و خط فکری شرکت سازنده و نهادهای بالادستی دارد. شرکتهای بازیساز آمریکایی در سالهای اخیر از این ظرفیت برای توسعه رویکردهای امپریالیسم فرهنگی، سلطه باورهای ضد اسلامی و حتی تخریب چهره فرهنگی و سیاسی کشورهای دیگر استفاده کردهاند. تولید جدیدترین نسخه از بازی ندای وظیفه (Call Of Duty) دلیلی برای تحلیل های مبتنی بر مطالعات علمی و پرداختن به بینش ضمنی موجود درون این بازی شد.
فرزانه شریفی؛ مدیر انستیتو ملی بازیسازی بنیاد ملی بازیهای رایانهای – این اولین بار نیست که شرق و اسلام در بازیهای دیجیتال به عنوان یک سوژه منفی مورد سوء بازنمایی قرار میگیرد. در بازی بتلفیلد 3 ( battlefield-3) صراحتاً ایران بهعنوان مرکز عملیات نظامی آمریکا تعیین شده است و اغلب تهاجمات نظامی و تصمیمات اتخاذ شده در مقر ایالات متحده آمریکا، در مناطق ایران پیادهسازی میشود. در بین مناطق ایران، تهران بیشتر مورد تهاجمات نظامی واقع میشود. اگرچه مجموعه بازیهای بتلفیلد مانند ندای وظیفه به بازنمایی وقایع نمی پردازند و صرفاً تصویری ذهنی از دشمن طراحی میکنند، اما این اثر را میتوان در زمره بازیهایی دانست که به القای مفاهیم سیاسی و دیپلماتیک از طریق رسانه بازی میپردازد. این بازی در سالهای اخیر کارکردی مداخلهگرایانه بر ذهنیت بازیکنان علیه ایران داشته است، به طوریکه بازتاب ممنوعیت انتشار آن در ایران، در رسانههای خارجی نیز اعلام شد.
به طور کلی باید از جهت مفهومی میان تصویر، بازنمایی و سوءبازنمایی تفاوت قائل شویم. تصویر میتواند هر نوع ذهنیتی را که شامل تخیلات فردی و دیدگاههای شخصی است، نشان دهد و در نقطه مقابل، بازنمایی تنها به نمایش آنچه که قبلا به واقعیت پیوسته و در دنیای حقیقی رخ داده است میپردازد. سوءبازنمایی نمایش غیرمنصفانه و غیرواقعی رویداد واقعی محسوب میشود.
اما بازیهای دیجیتال ضمن اینکه بازنمودکننده واقعیت هستند، مرز بازنمایی و واقعیت را درهمشکسته و دقیقه مطابق با آنچه بودریار میگوید، وارد عصر فراواقعیت و شبیهسازی شدهاند. دراینباره لازم است از دریچه پستمدرنیستم به این تلقی جدید از واقعیت بنگریم. مفهوم پستمدرنیسم علیرغم رواج گسترده، مفهومي پيچيده است كه طيف گستردهای از رويكردهاي مربوط به رسانهها را دربرمی گيرد. بودریار با وضع مفهوم فراواقعیت و وانمایی (شبیهسازی) به بیان ویژگی جدیدی از محصولات و صنایع فرهنگی میپردازد که طی آن محصولات فرهنگی و هنر دیگر به بازنمایی (تصویر) واقعیت نمیپردازند. بلکه تولید این محصولات به صورتی است که مرز بین واقعیت و تصویر را مخدوش مینماید. ازنظر بودریار وانمایی اشارهای است به محو شدن مرز میان واقعیت و تصویر(انگاره).
شاید اشاره به این نگرش در بازتاب واقعیت، به ما در درک وانمایی بازیهای ندای وظیفه کند. چرا که سازندگان این محصول از نخستین نسخه تا کنون از بازنمایی آنچه در واقعیت روی داده اجتناب کرده اند تا جاییکه انگاره مبتنی بر نگرش آمریکایی بر تولید این محصول سایه افکنده است. مخدوش کردن واقعیت در جنگ آمریکا علیه عراق، تصویر سازی منفی علیه روسیه، ایران و کشورهای شرق آسیا گواهی بر زیرپا گذاشتن حقیقت رویدادها و تلفیق تصاویر ذهنی با آنهاست.
