
اقتصاد۲۴- سالهاست که چرخدندههای تولید و اقتصاد کشور بر شانه کارگرانی میچرخد که کمترین سهم را از امنیت، رفاه و ثبات اقتصادی دارند. در این ساختار نابرابر، «زنان کارگر» و بهویژه «زنان سرپرست خانوار» در آسیبپذیرترین و بیدفاعترین نقطه ایستادهاند.
نظام مبتنی بر سوداگری، همواره نگاهی ابزاری به نیروی کار زنان داشته و آنها را بهعنوان «نیروی کار ارزان، منعطف و مطیع» مینگرد؛ نیرویی که میتوان با کمترین دستمزد، در خطوط تولید و کارگاهها به کار گرفت و با کوچکترین نوسان اقتصادی، بدون هزینه و دردسر، آنها را تعدیل کرد.
از سوی دیگر، «قراردادهای موقت» به تهدیدی دائمی و سایه وحشت بر گردن طبقه کارگر تبدیل شده است. واژه «امنیت شغلی» در ادبیات بازار کار ایران به یک طنز تلخ و نوستالژی دستنیافتنی تقلیل یافته است. در حالی که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف است سپر بلای نیروی کار در برابر زیادهخواهیهای سرمایه باشد، در عمل شاهد انفعال و عقبنشینی مستمر این نهاد در برابر هنجارشکنیهای کارفرمایان هستیم. سکوت در برابر قراردادهای یکماهه، سفیدامضا و سهماهه در مشاغلی که ماهیتی کاملاً مستمر و دائمی دارند، به معنای چراغ سبز نشان دادن به استثمار نیروی کار است.
