مهمترین چالشهایی که در این دوره بروز یافته، افزایش فعالیت سارقان و مجرمان در مناطقی بوده که ساکنان آنها بهدلیل حملات مجبور به ترک خانههای خود شدند. تخلیه اضطراری برخی مناطق شهری، عملاً فرصتهایی برای بزهکاران ایجاد کرده است
جوان آنلاین: در میانه یکی از پیچیدهترین و پرتنشترین دورههای تاریخ معاصر که کشور با جنگی تمامعیار و ترکیبی از تهدیدات نظامی، امنیتی و روانی مواجه شده، نقش پلیس بهعنوان ستون اصلی نظم اجتماعی بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. ۴۴ روز از آغاز این جنگ میگذرد؛ جنگی که نهتنها زیرساختها و جان انسانها را هدف قرار داده، بلکه امنیت روانی جامعه و انسجام اجتماعی را نیز نشانه گرفته است. در چنین شرایطی، عملکرد پلیس را باید در بستر یک «وضعیت اضطراری چندلایه» تحلیل کرد؛ وضعیتی که در آن، مرز میان امنیت نظامی و امنیت اجتماعی بهشدت باریک شده است.
خط مقدم امنیت شهری
در روزهایی که حملات مستقیم به مراکز انتظامی و زیرساختهای شهری صورت گرفته، پلیس عملاً در خط مقدم یک جنگ ترکیبی قرار داشته است. این نهاد، علاوه بر مأموریتهای سنتی خود مانند مقابله با سرقت، کنترل ترافیک، مقابله با جرائم سایبری و رسیدگی به جرائم، ناچار به ایفای نقش در مدیریت بحران، حفظ آرامش عمومی و مقابله با جنگ روانی نیز شده است.
بر اساس گزارش سخنگوی فراجا، از ابتدای این درگیریها، بیش از ۳ هزار سارق دستگیر شده و ۴۷ سارق حرفهای در مواجهه مسلحانه با پلیس زمینگیر شدهاند. این آمار، نشاندهنده افزایش سطح تهدیدات داخلی در سایه جنگ است؛ تهدیداتی که اگر کنترل نمیشدند، میتوانستند به سرعت به بینظمی گسترده و فروپاشی امنیت شهری منجر شوند. در واقع، پلیس در این دوره نهتنها با دشمن خارجی، بلکه با «ناامنی داخلی فرصتطلبانه» نیز مواجه بوده است؛ پدیدهای که در اغلب بحرانهای بزرگ اجتماعی مشاهده میشود.
سرقت در سایه جنگ
یکی از مهمترین چالشهایی که در این دوره بروز یافته، افزایش فعالیت سارقان و مجرمان در مناطقی بوده که ساکنان آنها بهدلیل حملات مجبور به ترک خانههای خود شدند. تخلیه اضطراری برخی مناطق شهری، عملاً فرصتهایی برای بزهکاران ایجاد کرده است.
در واکنش به این وضعیت، پلیس با اتخاذ سیاستهای سختگیرانهتر، از جمله صدور دستور تیر در مواجهه با سارقان مسلح یا مقاوم، تلاش کرده یک پیام بازدارنده قاطع به مجرمان ارسال کند. این رویکرد، هرچند از منظر حقوقی و اجتماعی قابل بحث است، اما در چارچوب شرایط جنگی و ضرورت حفظ نظم عمومی، بهعنوان یک اقدام اضطراری قابل تحلیل است.
همچنین استقرار بیش از ۹۰۰ گشت ویژه خودرویی و موتوری در سطح کشور، نشاندهنده تمرکز پلیس بر پیشگیری از جرم در کنار برخورد با آن است. کشف نزدیک به هزار وسیله نقلیه سرقتی نیز مؤید کارآمدی نسبی این راهبردهاست.
امنیت در شهرهای زخمی
آمارهای منتشر شده از سوی مدیریت شهری نشان میدهد دهها هزار واحد مسکونی آسیب دیده و هزاران نفر ناچار به اسکان اضطراری شدهاند. در چنین شرایطی، شهرها عملاً به «فضاهای نیمهبحرانی» تبدیل میشوند؛ فضاهایی که در آنها نظم اجتماعی بهراحتی میتواند دچار اختلال شود. پلیس در این میان، وظیفهای دوگانه بر عهده داشته است.
حفاظت از اموال و خانههای رهاشده و تأمین امنیت مراکز اسکان اضطراری و جمعیتهای جابهجا شده.
این مأموریتها، نیازمند سطح بالایی از هماهنگی، حضور میدانی و مدیریت منابع انسانی است، بهویژه در شرایطی که خود مراکز انتظامی نیز هدف حمله قرار گرفتهاند.
جنگ روایتها
یکی از ابعاد مهم این بحران، «جنگ روایتها» ست. در این میدان، دشمن تلاش میکند با انتشار اخبار نادرست، بزرگنمایی ضعفها و ایجاد ترس، اعتماد عمومی به نهادهای امنیتی را تضعیف کند.
پلیس در واکنش به این وضعیت، برخورد با عوامل «تشویش اذهان عمومی» در فضای مجازی را در دستور کار قرار داده است. این اقدام، بخشی از راهبرد کلان برای حفظ انسجام اجتماعی و جلوگیری از گسترش شایعات است.
با این حال، این حوزه نیازمند ظرافت بیشتری است، زیرا مرز میان کنترل شایعات و محدودسازی جریان آزاد اطلاعات، بسیار حساس و تعیینکننده است. اعتماد عمومی، تنها با برخورد قهری حفظ نمیشود، بلکه نیازمند شفافیت، اطلاعرسانی دقیق و ارتباط مؤثر با مردم است.
