ایمان در اولین فرصتی که به دست میآورد به زیارت شهدا میرفت بهخصوص شهدای گمنام. خیلی اهل مطالعه در مورد سیره و سبک زندگی شهدا بود. او کتاب زندگی شهدا را تهیه میکرد، آنها را میخواند و بعد به دیگران هدیه میداد. تمایل داشت که دیگران هم با زندگی شهدا آشنا شوند. به دوستانش هم سفارش میکرد هر وقت کتاب را به پایان رساندید، آن را به دیگران هدیه کنید. با این کار جمع زیادی با زندگی شهدا آشنا خواهند شد
جوان آنلاین: نام شهید ایمان درویشی از شهدای حادثه تروریستی تفتان را که جستوجو میکنیم، میان همه دادههای اینترنت به وداع خانواده با پیکر شهید میرسیم؛ وداعی جانسوز که دیدنش هم از روی تصاویر و فیلمها دلمان را بیتاب شهید میکند. پرچم یاابوالفضلالعباس (ع) را که از روی تابوت شهید برمیدارند، ابتدا پدر با قد خمیده و اشکریزان به زیارت شهیدش میآید. صحنهای دیگر مادر، خواهر و همسرشهید را نشان میدهد که کمی مانده به تابوت با زانو روی فرش افتاده و خودشان را هر طور شده به تابوت میرسانند و گرداگرد آن حلقه میزنند و دست بر تابوت و پیکر شهید میکشند. تصویر لحظاتی بعد فرزندان شهید را نشان میدهد؛ محمدحسن و امیرعلی را که با دستهای کوچکشان اشک از چهره برمیدارند. دیدن این تصاویر و فیلمها، قلب هر بینندهای را به درد میآورد. شهید ایمان درویشی اینگونه در وداعی جانسوز با خانوادهاش بدرقه شد. چند روز پس از چهلمین روز شهادت مردان امنیت در حادثه تفتان، برای روایت از شهدا به سراغ خانواده شهید ایمان درویشی رفتیم. شهید ستوان دوم نیروی انتظامی بود که در منطقه تفتان سیستانوبلوچستان مشغول خدمت برای تأمین امنیت کشور بود که در ۵ آبان ۱۴۰۳، دو گشت انتظامی پلیس در منطقه تفتان مورد حمله تروریستی گروه جیشالظلم قرار میگیرند که در این حادثه شهید درویشی به همراه ۹ تن دیگر از سربازان و مأموران فراجا به شهادت میرسند. عاملان حادثه تروریستی تفتان شاید خودشان هم گمان نمیکردند که تنها ساعاتی بعد از انجام عملیات تروریستی دستگیر و مجازات شوند، چراکه مردان امنیت قسم یاد کردهاند که از خون شهدایشان نخواهند گذشت. متن پیشرو حاصل همکلامی ما با همسر و غلام حیدر درویشی پدر شهید است.
همسر شهید ایمان درویشی
در قلبها زنده ماند
شهید ایمان درویشی اهل محله چشمهنیلکلاله در استان گلستان و متولد ۸ آبان ۱۳۷۲ بود. همسر شهید همان ابتدای همکلامیمان بدون تأمل به سراغ خوبیها و خلقیات همسرش که حالا بهانه عاقبت بخیریاش شده، میرود. او میگوید: «ایمان بسیار با ایمان و درستکار بود. او به انجام واجبات اهمیت ویژهای میداد. نمازهایش را در اول وقت میخواند و هیچگاه نماز یا روزه قضا نداشت. یکی از برترین ویژگیهایی که در وجود او بود و من همیشه به آن افتخار میکردم، باور و اعتقادی بود که او به مسائل دینی داشت. ایمان تأکید زیادی به پرداخت خمس داشت و این برای من بسیار ارزشمند بود. به همه اقوام و خانواده احترام میگذاشت. به خصوص به پدربزرگ و مادربزرگش علاقهای عمیق داشت. والدینش را بسیار تکریم میکرد و هرگز سعی نمیکرد که در پیشگاه پدر و مادرش پایش را دراز کند. او در رفتارش ادب و احترام را رعایت میکرد. ایمان همیشه از من میخواست که از نامحرم دوری کرده و غیبت نکنم. او با تمام وجود به اصول اخلاقی پایبند بود و این ارزشها را نیز در زندگی مشترکمان نهادینه کرد؛ همین ویژگیها او را برای همیشه در قلوب دوستدارانش زنده نگه میدارد.»
