
در سالهای اخیر، طرح توسعه نیروگاههای خورشیدی از سوی وزارت نیرو بهمنزلهی ناجی بحران برق کشور معرفی شد؛ راهی برای عبور از خاموشیهای پیاپی و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی. اما آنچه «خورشید نجاتبخش» نام گرفته بود، حالا خود به موضوعی تاریک در سیاست انرژی کشور تبدیل شده است.
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک؛ مسئله فقط کمبود برق یا سرعت پایین توسعه نیست؛ چالشهای فنی، اقتصادی و مدیریتی در دل این طرح، از همان ابتدا آن را با علامت سؤال روبهرو کرد. هنوز زیرساخت ذخیرهسازی انرژی فراهم نشده، شبکه انتقال و توزیع بهبود نیافته، و مدل اقتصادی نیروگاهها از پایداری لازم برخوردار نیست. در چنین شرایطی، اقدام برای توسعه بیمحابای نیروگاههای خورشیدی ـ بدون مهندسی دقیق شبکه و بدون تحلیل هزینهفایده، تنها به انبوهی از پروژههای نیمهتمام و ناکارآمد منجر می شود.
اما با همه این مسائل و ناترازیها، اکنون در مرحلهای تازه از این سیاست شاهد پدیدهای پیچیدهتر هستیم: رانت زیر نور خورشید؛ جایی که سازوکار صدور مجوز و ساخت نیروگاهها، خود به مسئلهای اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده. مجوزهایی که باید ابزاری برای تولید برق باشند، امروز به کالایی کمیاب و قابل معامله بدل شدهاند؛ اگر قرار است خورشید، منبع نوری برای توسعه پایدار کشور باشد، باید پیش از هر چیز پرتو شفافیت و سلامت حکمرانی بر سیاست انرژی ایران بتابد؛ وگرنه، زیر همین آفتاب، باز هم سایه رانت گستردهتر خواهد شد.
چرا با وجود تأکید مکرر رهبر انقلاب و رئیسجمهور بر شفافیت مالی و سلامت تصمیمگیری اقتصادی، همچنان شاهد شکلگیری حلقههای محدود در توزیع مجوزهای نیروگاههای خورشیدی هستیم؟
نتیجه این سیاستهای غیرشفاف در وزارت نیرو چیست؟ آیا واقعاً باعث جذب بخش خصوصی واقعی و تقویت تولید خواهد شد، یا صرفاً به جیب گروههایی خاص با «کلیدواژه همیشگیِ امتیازفروشی» سرازیر میشود؟
