عصر ایران، سعید خاتمی – مرگ یا تشییع یک زمامدار، تنها پایان زندگی یک فرد نیست؛ آغاز قضاوت تاریخ است. سیاست، در روزگار خود با هیجان، احساس، دوقطبیها و روایتهای متعارض زندگی میکند، اما تاریخ، دیرتر مینویسد و آرامتر داوری میکند. گاه دهها تصمیم را کنار میگذارد و تنها یک پرسش را برای همیشه نگه میدارد:
سرزمینی را که به تو سپرده بودند، چگونه به نسل بعد تحویل دادی؟
برای بسیاری از ملتها، این پرسش شاید مهمترین معیار نباشد؛ اما برای ایران، کشوری که حافظه تاریخیاش بیش از هر چیز با زخم مرزها شکل گرفته است، چنین نیست. اگر تاریخ ایران را ورق بزنیم، نام برخی معاهدات بیش از آنکه یادآور دیپلماسی باشند، یادآور اندوهاند؛ گلستان، ترکمانچای، پاریس، آخال و جدایی بحرین. هر یک از این نامها، روایتی از کوچکتر شدن نقشه ایران است.
در ایران، نقشه فقط یک تصویر جغرافیایی نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی یک ملت است. شاید به همین دلیل، ایرانیان پیش از آنکه از زمامداران خود بپرسند چه ساختند، از آنان میپرسند چه چیزی را از دست ندادند. در سرزمینی که بارها جغرافیایش زخمی شده، حفظ تمامیت ارضی صرفاً یک اصل حقوقی یا یک شعار سیاسی نیست؛ بخشی از هویت تاریخی ایران است.
انقلاب اسلامی نیز در چنین بستری رخ داد؛ در کشوری که خاطره جدایی سرزمینهایش هنوز از ذهن جامعه پاک نشده بود. چندی بعد، جنگی آغاز شد که از نگاه بسیاری از ایرا;
}
const randomIndex = Math.floor(Math.random() * newsList.length);
const selectedItem = newsList[randomIndex];
if (!selectedItem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
