۱۳۹۶/۰۱/۳۱ ۱۲:۳۹

جهان هستي نظامي هدفمند و هدفگرا است، چون آفريننده آن خداوند حكيم است. حكيم كسي است كه كار و قول و عملش بدون حكمت نيست. از سويي ميدانيم بر اساس «توحيد افعالي» فاعل و علت همه فعل و انفعالات جهان،خداوند حكيم است.
بنا بر اين لباس هستي يا نيستي، وجود يا عدم به تن چيزي پوشانده نميشود مگر به اراده حق تعالي. هيچ حادثه و اتفاقي نميافتد، و هيچ سالمي بيمار نميشود و بيماري شفا نمييابد مگر آن كه مقرون به حكمت و علتي باشد. البته حكمت و علت پيدايش پديدهها و حوادث مادي است و برخي غير مادي.
حق تعالي به مقتضاي حكمت خويش براي پيدايش هر پديدهاي، علتي مادي يا معنوي و يا هر دو قرار داده است.
پيش از بيان حكمتها در بلاها و مصيبتها، ذكر اين نكته لازم است كه نعمتها، خوشيها و لذتهاي دنيا از يك سو و سختيها و بلاها و مصيبتها از ديگر سو امور نسبي هستند و به نوع واكنش انسان در برابر آن ها بستگي دارد.
بلاها براي كساني كه در برابر آن، راه بيخبري پيش ميگيرند و ناله و شكوه سر ميدهند و اظهار عجز و ناتواني ميكنند، واقعاً بلاست، ولي آدمهايي كه از آن بهرهبرداري مثبت ميكنند و با صبر و استقامت در رويارويي با مشقتها روح خود را كمال ميبخشند، نردبان ترقي و كمال و نعمت بزرگي است . آدمي بايد با مشقتها و سختيها رو به رو گردد و آن را تحمل كند تا هستي و كمال لايق منها را ميگيرد. قرآن مجيد بين عمل و جزا رابطه تكويني قائل است و ميفرمايد: «هر مصيبتي كه به شما ميرسد، به خاطر كارهايي است كه انجام دادهايد». (1)
گاهي مصائب جنبة دسته جمعي دارد، چون محصول گناهان جمعي است. از اين رو ميفرمايد: «فساد در خشكي و دريا به خاطر اعمال مردم آشكار شد تا نتيجه بعضي از اعمالي را كه انجام دادهاند، به آنان بچشاند، شايد بازگردند». (2)
البته هر چند ظاهر آيه عام است و همه گرفتاريها را در بر ميگيرد، ولي مثل ديگر آيات استثنا دارد، مانند مشكلات پيامبران و اوليا و مؤمنان واقعي، زيرا با اين كه گناه نكردهاند، ولي به خاطر آزمايش يا ترفيع درجه به گرفتاري مبتلا ميشوند، ولي ميتوان گفت بيشتر مصيبتها و ناراحتيها معلول گناه است. امير المومنين (ع) ميفرمايد:
«هيچ بلايي و كم شدن روزي نيست مگر به واسطه گناه،حتي خراشها و زخمهاي بدن و افتادن روي زمين و هر مصيبتي ديگر». (3)
در يك روايت جامع امام علي (ع) در مورد فلسفه بلاها ميفرمايد: «بلاها براي ظالم تـأديب و براي مؤمنان امتحان و براي پيامبران درجه و براي اوليا كرامت و مقام است». (4)
پينوشت:
1. شوري (42) آيه 30.
2. روم (30) آيه 41.
3. شيخ صدوق ، خصال، ترجمه كمرهاي، انتشارات كتابچي، چاپ تهران، سال 1377 ش، نوبت چاپ اول، ج 2، ص 616.
4. علامه مجلسي، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ناشر اسلاميه، چاپ تهران، ج 78، ص 198.
