فضلالله فرخ میگوید:یادم هست که امام اجازه نمیدادند در مدرسه را ببندیم. ظهر که میشد تا فاصلهای که میخواهد خانمها بیایند ما در را میبستیم. تا در را میبستیم میدیدیم که نوه امام میدوید و میآمد در را باز میکرد. میگفتیم: آقا در را چرا باز میکنید؟ میگفت: امام گفته در بسته نباشد.
جوان آنلاین: هوشیاری و درایت امام خمینی در هدایت جریان انقلاب به ویژه در بزنگاه روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی مخاطرات بزرگی را از نهضت ملت ایران دفع کرد. یکی از آن موارد زمزمههای مرموز انحلال ارتش بود که در همان مقطع تاریخی توسط گروههای چپ مطرح میشد.
فضلالله فرخ یکی از مبارزان انقلابی که در آن ایام در کمیته استقبال حضور داشت در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است میگوید: خیلیها میآمدند به امام توصیه میکردند که این ارتشیها چنین و چنان هستند، طاغوتی هستند، طرفدار شاه هستند، مردم را کشتند، اینها را باید حذف کرد و یک ارتش انقلابی تشکیل داد. امام به شدت مخالفت میکردند و میگفتند: «ارتش ما مسلمان است، توهین به ارتش نکنید» و این سبب جذب ارتش شد.
یادم هست که امام اجازه نمیدادند در مدرسه را ببندیم. ظهر که میشد تا فاصلهای که میخواهد خانمها بیایند ما در را میبستیم. تا در را میبستیم میدیدیم که نوه امام میدوید و میآمد در را باز میکرد. میگفتیم: آقا در را چرا باز میکنید؟ میگفت: امام گفته در بسته نباشد.
یک روز امام در را بست و کسی را راه نداد، روزی که تودهایها و کمونیستها به طور دستهجمعی آمده بودند و شعارشان انحلال ارتش و تشکیل ارتش انقلابی بود. آن روز امام در را بست و اینها را راه نداد و شهید محلاتی آمد با بلندگو و گفت: «آقایان بیخود ننشیند». آنها یکی دو ساعت در خیابان ایران نشستند و شعارهایشان هم دستشان بود که انحلال ارتش و تشکیل ارتش خلقی ارتش انقلابی. امام فرمودند اگر حرفی پیامی چیزی دارید یکی دو نماینده تعیین کنید بیایند نامهها و پیامتان را بیاورند.
