رهبر حکیم انقلاب، ۲۰ اردیبهشتماه، همزمان با میلاد با سعادت حضرت علیبنموسیالرضا (ع) و در دومین ماه سالی که با عنوان «سرمایهگذاری برای تولید» مزین شده است، در دیداری صمیمانه با کارگران به بیان نکاتی کلیدی و راهبردی درباره مسائل کار و تولید پرداختند. در این بیانات الهامبخش، محورهایی مهم همچون ارزشگذاری کار و کارگر، تأمین امنیت شغلی، جلوگیری از تعطیلی کارخانهها، امنیت شغلی کارآفرین، مهارت افزایی کارگران، ایمنی کارگر، حمایت از تولید داخلی، مشارکت کارگران در سود تولید، تأمین مسکن کارگری، تقویت فرهنگ محیط کار و توجه به تنوع نیروی کار با نگاهی آیندهنگر و دقیق مورد تأکید قرار گرفتند؛ مسائلی که میتوانند نقشه راهی مؤثر برای تحکیم پیوند میان تولید و معیشت باشند. در سلسله گزارشهای پیشرو، هر یک از این محورها بهصورت جداگانه واکاوی و تلاش میشود ابعاد گوناگون آنها روشن و پیشنهادهایی کاربردی برای سیاستگذاران، کارفرمایان و بدنه کارگری کشور ارائه شود؛ نخستین گزارش به ارزشگذاری کار و کارگر اختصاص دارد.
جوان آنلاین: هیچ جامعهای بدون تکیه بر نیروی انسانی متعهد و کارآمد نمیتواند به توسعهای واقعی و پایدار دست یابد. در میانه تمام نمودهای اقتصادی، از خطوط تولید گرفته تا شاخصهای رشد، عنصری وجود دارد که اغلب نادیده گرفته میشود؛ کارگر. او تنها یک اجراکننده نیست، بلکه موتور محرک تولید، حافظ ثبات معیشتی خانوادهها و یکی از مهمترین پایههای انسجام اجتماعی است. ارزش کارگر، فقط در خروجی تولیدی او خلاصه نمیشود، بلکه در نقشی است که برای استمرار زندگی اقتصادی و اجتماعی ایفا میکند. اگر این نقش به رسمیت شناخته نشود، هم تولید دچار اختلال میشود و هم جامعه با شکافهای عمیقتری مواجه خواهد شد. برعکس، وقتی منزلت کارگر تقویت شود، از امنیت شغلی گرفته تا مشارکت در فرآیندهای تصمیمگیری، بهرهوری افزایش مییابد و حس تعلق و همبستگی اجتماعی رشد میکند. حال سؤال روشن است چرا با وجود دههها شعار هنوز کارگر در حاشیه است؟ چرا هنوز کار آنگونه که باید ارج نهاده نمیشود؟ آیا میتوان از رونق تولید سخن گفت، وقتی ستون اصلی تولید، بیانگیزه، بیپناه و نادیده است؟ این گزارش به واکاوی دقیق همین مسئله میپردازد؛ بازتعریف «کار» بهمثابه سرمایه و «کارگر» بهمثابه شرکای تولید. روایتی از یک نگاه انسانی، ملی و اقتصادی به ستون استوار جامعه ایرانی.
در نظامهای پیشرفته اقتصادی، کارگر صرفاً یک نیروی انسانی نیست، یک دارایی راهبردی است. سرمایهای است که اگر قدر نبیند، فرسوده میشود و اگر دیده نشود، خاموش. در کشورمان ارزشگذاری کار و کارگر غالباً در قالب آییننامه و مناسبت باقیمانده است؛ نه به سیاستگذاری واقعی بدل شده و نه به مطالبه عمومی. این فاصله میان «گفتار» و «رفتار»، خسارتبارتر از آن است که در اعداد و نمودارها بگنجد. نخستین گام، بازتعریف «کار» در نظام ادراکی مسئولان است. باید پذیرفت که کارگر، نه فقط ابزاری برای تحقق برنامه تولید، بلکه شریکی در فرآیند خلق ارزش است. این نگاه همه چیز را تغییر میدهد: از قانوننویسی تا بودجهریزی از بیمه و مالیات تا نظام پاداش و ارتقا.
امنیت شغلی؛ پیشنیاز توسعه نه امتیاز تشریفاتی
