می دانم همه نصیحت هاو راهنمایی های پدرم و دیگران دلسوزانه است اما نمی توانم فقط به خاطر این که انگ «زن مطلقه» به پیشانی ام نخورد به این زندگی نکبت بار ادامه بدهم. دیگر تحمل این وضعیت را ندارم و…

به گزارش سیتنا، زن 25 ساله به نام الناز که اشک هایش مجال سخن گفتن را از او گرفته بود با چهره ای فرسوده و خسته و در حالی که فریاد می زد حاضرم همه حق و حقوق قانونی خودم را ببخشم تا از شوهرم طلاق بگیرم، به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: پدرم تبعه کشور افغانستان است که پس از مهاجرت غیرقانونی به ایران با مادرم ازدواج کرد. به قول خودشان چند ماه اول زندگی را خوش بودند اما با به دنیا آمدن من اختلافات آن ها نیز آغاز شد زیرا حضور غیرمجاز پدرم در ایران موجب بروز بسیاری از مشکلات اجتماعی شده بود. مادرم که حتی نمی توانست برای من شناسنامه بگیرد تازه به اشتباه خود پی برده بود چرا که بسیاری از کارفرمایان حق به کارگیری اتباع خارجی را نداشتند و پدرم مجبور بود در کارهای ساختمانی یا چاه کنی آن هم به طور پنهانی فعالیت کند.
