به معنای دیگر، اگر ایران می خواهد جایگاه خود را به عنوان یک قدرت منطقهای در خاورمیانه تثبیت کند، تنها با رعایت این الزامات است که چنین هدفی ممکن خواهد شد. در کنار این موضوع اگر فرض کنیم که ایران چنین هدفی دارد به نظر میرسد که این هدف، مطلوب برخی از کشورهای منطقه و به طور مشخص کشورهای فرامنطقهای مانند آمریکا نیست.
آن چیزی که احتمالا دولت دونالد ترامپ در پی آن است اینکه از تبدیل شدن ایران به یک قدرت منطقهای جلوگیری کند. به عبارت دقیقتر اجازه ندهد جایگاه ایران به عنوان یک قدرت منطقهای تثبیت شود. یعنی ایران حرکت در این مسیر را آغاز کرده و به دنبال آن است که در فضای پس از داعش، قدرت منطقهای خود را تثبیت کند. لذا اقداماتی که دولت ترامپ آغاز کرده بر این پایه استوار است که از قدرتیابی ایران در منطقه جلوگیری کند، تمرکز سیاست خارجی ایران را برهم زند و درگیر مسائلی کند که آمریکا خواهان آن است. مسائلی نظیر ایران هراسی و تبدیل کردن مسئله برجام به یک موضوع جدید برای سیاست خارجی کشور. اگر چنین مسیری طی شود، قاعدتا سیاست خارجی ایران انرژی کافی برای تمرکز بر منطقه را نخواهد داشت.
باید توجه داشت که طی 4 سال گذشته عمده انرژی سیاست خارجی ایران معطوف به مسئله هستهای بود و وقتی این مسئله به نوعی حل و فصل و به توافق جامع هستهای منجر شد، انتظار این بود و هست که در وهله بعد ایران انرژی خود را به سطح منطقهای و به طور مشخص خاورمیانه{غرب آسیا} معطوف کند. اما آمریکا و برخی متحدان منطقهای آن، نگران هستند که اگر ایران انرژی سیاست خارجی خود را معطوف به منطقه کند، ممکن است به موفقیتهای بیشتری بویژه در عراق و سوریه دست پیدا کند که خوشایند آنها نباشد.
