
اقتصاد ۲۴- میرا قربانی فر: هم زمان با اوج گیری بحران اقتصادی در کشور و رکود روزافزون تولید در یک دهه اخیر، نمایشی عجیب از زندگیهای تجملاتی و اشرافی نیز در کشور در حال رشد است. ماشینهای میلیارد تومانی و خانههایی که حالا با دلار و رمزارز معامله میشوند در کنار رشد محیطهایی که به عنوان لاکچری شناخته میشوند نشان از بحرانی دارد که پس از بحران اقتصادی خود را بیشتر به رخ میکشد. مساله شکاف اقتصادی که منجر به شکاف اجتماعی و احساس مداوم تبعیضش میان شهروندان میشود یکی از بحرانهای پسا بحران اقتصادی است. «حسین راغفر» دانش آموخته دانشگاه اسکس انگلستان و استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا که بارها نظراتش جنجال آفریده است و بارها درباره این شکاف اقتصادی و اجتماعی اخطار داده بود در گفتگو با «اقتصاد ۲۴» به ابعاد دیگری از این بحران میپردازد و وضعیت این شکاف در ایران را یک وضعیت سائوپائولویی میداند. گفت و گوی وی را در ادامه بخوانید.
بحران اقتصادی این روزها از همیشه فراگیرتر شده است و تقریبا کمتر کارشناسی درباره آن حرف نمیزند، اما میخواهم به یک معضل پسا بحران اشاره کنم، مسالهای به نام شکاف طبقاتی که گاهی شکاف روانی اقتصادی نیز خوانده میشود. یعنی جامعهای که در آن از ۲۵ درصد شهروندان زیر خط مطلق فقر سخن گفته میشود یا اخبار سوتغذیه کودکانش منتشر میشود و یا از مساله بحران امنیت غذایی در ۷ استان سخن گفته میشود، به نظر میرسد دچار بحران مضاعفی به نام احساس تبعیض طبقاتی نیز خواهد شد. حال میبینیم که در همین سالهای اخیر که بحران اقتصادی به شکل مداوم در حال رشد و افزایش است، ناگهان با طبقهای مواجه میشویم که نه تنها درکی از بحران مداوم ندارند که حتی اصرار به نمایش ولخرجی و ثروت خود نیز دارند. برای مثال مالهایی که ساخته شده اند، رستورانهای لوکسی که انواع غذاهای عجیب و حتی به عمد گران قیمت را ارائه میدهند یا مکانهای تفریحی که اکثریت جامعه سهمی از آن ندارند. واقعا چطور چنین شرایطی را در چنین جامعهای و چنین اقتصادی میتوان توجیه کرد و با اشاعه بیشتر این رفتار چه اتفاقی برای روان جامعه رخ خواهد داد؟
این وضعیت قابل پیش بینی بود. این که اقتصاد ایران به سمت اقتصاد سائوپائولویی شدن پیش میرود، چیزی غیرقابل پیش بینی نبوده است. سائوپائولو در واقع نماد نابرابری در دنیاست و یکی از بالاترین نرخهای نابرابری و تبعیض در جهان را دارد. همزمان این شهر با چند ویژگی خاص برای جهانیان مشخص میشود؛ به این شهر، شهر دیوارها میگویند. شهر دیوارها به این معنا که مردم از هم جدا شده اند و ثروتمندان و گروههای ممتاز این شهر، در مناطقی با گیتهای امنیتی و با گارد شخصی زندگی میکنند و هم زمان افرادی که میخواهند از این گیتها عبور کنند و به بیرون شهر بروند، با ماشینهای ضدگلوله و به صورت کاروان مسلح حرکت میکنند و اغلب نیز محافظ دارند.
حتی مدلی از تردد در این شهر وجود دارد که به حرکت با هلیکوپتر مشهور است. در واقع بسیاری از ثروتمندان این شهر، از برجی به برج دیگر، توسط هلی کوپتر جا به جا میشوند چرا که تردد در سطح شهر برای آنان خطرناک است. یعنی در حقیقت جامعه به دو گروه کاملاً متمایز از هم تقسیم شده است که بخشی در مناطق با مامور و مسلح و امنیتی زندگی میکنند و همه چیز از وسایل تفریحی تا فضاهای ورزشی اختصاصی خود را در اختیار دارند و بقیه شهروندان این جامعه، دوزخیان روی زمین هستند. این دسته از مردم در قالب گروههای جرم و جرائم سازمان یافته، کارشان در قالب توزیع مواد مخدر و تن فروشی و قاچاق سلاح و این دست فعالیتهای غیرانسانی است.
من پانزده سال پیش گفتم که شاخصههای تصمیمات اقتصادی و روشهای اقتصادی اتخاذ شده، حرکت به این سمت را کاملاً نشان میدهد و آن زمان هشدار داده شد که اگر به این شاخصها توجه نکنیم، که اتفاقا مهمترین آنها همین مسألهی نابرابری است، جامعه به سمت تبدیل شدن به «اقتصاد سائوپائولویی» حرکت میکند و نه به سمت آن چه که در چشم انداز ۱۴۰۴ تصویر شده است.
بیشتر بخوانید: شکاف طبقاتی فعلی منجر به بحران سیاسی خواهد شد/ در کشورهای غربی هم با چنین نمایشی از تجمل گرایی مواجه نیستیم
