اقتصاد اسلامی همان احکام اقتصادی است؟

از دیدگاه تاریخی، نوع آموزش و تفقه در حوزه‌های علمیه کمتر به مسائل اجتماعی اقتصاد می‌پردازد. برای نمونه پرسش‌هایی نظیر نحوه اجرای خمس در حکومت اسلامی و یا کارکرد بانکداری بدون ربا در سطح کلان، کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

۱۴۰۳/۱۲/۲۷

از دیدگاه تاریخی، نوع آموزش و تفقه در حوزه‌های علمیه کمتر به مسائل اجتماعی اقتصاد می‌پردازد. برای نمونه پرسش‌هایی نظیر نحوه اجرای خمس در حکومت اسلامی و یا کارکرد بانکداری بدون ربا در سطح کلان، کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

به گزارش روزپلاس، آغازین اظهارنظرها در مورد اقتصاد اسلامی، به علمای دینی بازمی‌گردد که با انگیزه‌های مشترک، به تبیین مفاهیم اقتصادی در چارچوب اسلام پرداختند. هرچند آثار آن‌ها لزوماً با عنوان «اقتصاد اسلامی» منتشر نمی‌شد، اما محتوای آن‌ها، از اخلاق اقتصادی تا احکام قرآنی و مبارزه با فقر، پایه‌های این حوزه را شکل داد. در این دوران، «اقتصاد» بیشتر به معنای لغوی آن، یعنی میانه‌روی، به کار می‌رفت و هنوز به عنوان یک علم مستقل مطرح نبود. با گذشت زمان، مفهوم اقتصاد اسلامی از میانه‌روی اخلاقی به یک نظام اقتصادی جامع‌تر تکامل یافت. علمای دینی، با بررسی آیات قرآن و روایات، به استخراج اصول و قواعد اقتصادی پرداختند و به تدریج، چارچوبی برای نظام اقتصادی اسلامی ارائه کردند. این تلاش‌ها، زمینه‌ساز شکل‌گیری اقتصاد اسلامی به عنوان یک حوزه مطالعاتی مستقل شد. پژوهش‌های اولیه در اقتصاد اسلامی، با تکیه بر فقه و احکام معاملات، عمدتاً به دو نتیجه منجر شد: اول، اثبات وجود یک نظام اقتصادی مشخص در اسلام؛ دومدانی نداشتند، مباحث اقتصادی را در قالب احکام فقهی، به‌ویژه مباحث مربوط به معاملات و تجارت، مطرح می‌کردند. برای نمونه کتاب مکاسب شیخ انصاری، به عنوان منبع اصلی این رویکرد، به بررسی احکام فقهی در زمینه‌های مختلف اقتصادی می‌پرداخت. طبعاً این رویکرد، اقتصاد اسلامی را در قالب مجموعه‌ای از احکام فقهی مربوط به معاملات و روابط مالی بین مردم تعریف می‌کرد. مباحثی نظیر خمس، زکات، تجارت، رهن، اجاره و سایر عقود، به عنوان محورهای اصلی اقتصاد اسلامی مطرح می‌شد. این دیدگاه، اقتصاد اسلامی را به «اقتصادیات اسلام» محدود می‌کرد و از توجه به مسائل کلان اقتصادی و نظریه‌های اقتصادی مدرن غافل بود.

البته رویکرد فقها و اسلام‌شناسان به مسائل اقتصادی، با وجود محدودیت‌هایش، در زمان خود بسیار ارزشمند بود. این رویکرد، به مسائل روزمره اقتصادی مردم مسلمان پاسخ می‌داد و شبهات مربوط به معاملات را برطرف می‌کرد. مردم، با مراجعه به علما، احکام شرعی مربوط به فعالیت‌های اقتصادی خود را می‌آموختند و آن‌ها را در زندگی عملی خود به کار می‌گرفتند. مسائل مطرح‌شده توسط علما، با نیازهای اقتصادی جامعه آن روز مطابقت داشت. این رویکرد، اگرچه به مسائل کلان اقتصادی و نظریه‌های مدرن توجه نمی‌کرد، اما توانست نیازهای اولیه جامعه مسلمانان را برآورده کند و به آن‌ها در انجام معاملات شرعی کمک کند.

منبع  : روز پلاس

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *