افعی تهران و تلخی کودکی ما در دهه ۶۰ ؛ همه اصناف می‌خواهند مقدس باشند و جامعه هم اصلاح شود

قسمت یازدهم سریال افعی تهران هم در شبکه نمایش خانگی در دسترس قرار گرفت و مخاطبان آن را احتمالاً تا امروز دیده‌اند، البته در این چند قسمت حواشی متعدد برای سریال شکل گرفت که امروز نگاهی به آن‌ها خواهیم داشت.
قسمت یازدهم سریال افعی تهران هم در شبکه نمایش خانگی در دسترس قرار گرفت و مخاطبان آن را احتمالاً تا امروز دیده‌اند، البته در این چند قسمت حواشی متعدد برای سریال شکل گرفت که امروز نگاهی به آن‌ها خواهیم داشت.

افعی تهران

اقتصاد۲۴- کانون محوری این سریال نشان دادن واقعیت‌های جامعه است، این اثر تلاش می‌کند تا حالت آیینگی نسبت به طبقه متوسط و دهک پایین‌تر جامعه ایران داشته باشد، رؤیاهایی که افراد دارند و محقق نمی‌شود، نفوذ نیروهای معارض و قدرت نسبت به مردم و همچنین راه‌حل‌های مردم برای زندگی در چنین شرایطی، هنوز هم می‌توان به درون‌مایه‌های این اثر اشاره کرد؛ ازجمله اینکه زندگی واقعی قهرمان ندارد و جامعه کلاف پیچیده‌ای است از افرادی که آسیب می‌بینند و آسیب می‌زنند و کماکان زندگی می‌کنند، همه گناهان یک جامعه را نمی‌شود به گردن یک جریان و طیف و صنف انداخت؛ بلکه همه ما به نسبت تأثیر و حضور و در مواردی غیاب، در شکل‌گیری شخصیت خودمان و تأثیر آن در جامعه هم قاصریم و هم قادر. ویژگی سریال اما نکته دیگری است، این بار خالقان اثر (پیمان معادی و پویا مهدوی زاده در مقام نویسنده، سامان مقدم در مقام کارگردان) از بالا و از دور به جامعه نگاه نکرده‌اند تا این اثر را بسازند، اتفاقاً از درون خانواده هنرمندان و نویسندگان شخصیت اصلی را انتخاب کرده و ماجرا حول محور آن شخصیت یعنی آرمان بیانی می‌چرخد.

بیانی نویسنده، منتقد و سینماگری است که برای آنچه هویت اوست، خودش، پدر و مادر، معلم و جامعه در سطح کلان‌تر نقش و تأثیر داشته‌اند و صدالبته که خودش تلاش نکرده است تا با تمام مصیبت‌های زندگی، برای خودش خودآموزی بسازد تا بهتر و خوش‌تر و اخلاقی‌تر زندگی کند. نه ارتباط درستی با پدرش دارد و رابطه معناداری با پسرش، اصلاً فرزندش در اولین قسمت‌ها عنصری مزاحم است که نمی‌تواند با او ارتباط برقرار کند. اگرچه در میانه بحران‌هایی که دارد، ارزش‌های انسانی – اخلاقی زندگی را با پوست و گوشت و استخوانش درک می‌کند و در این آخرین قسمت نمی‌تواند دوری فرزندش را تحمل کرده و اشک می‌ریزد.

جامعه ما (خبری از جوامع دیگر ندارم؛ اما تا آنجا که خوانده‌ام انسان در بسیاری از پارامترهای خُلقی یکسان است) درگیر قضاوت‌های تعیین‌کننده یک‌سویی‌ای است، اگر شرایط بد است اصلاً امکان دیدن خوبی و اتفاقات امیدبخش نیست، منظورم اتفاقات کاملاً شخصی است. اگر فضای جامعه بحران‌زده است؛ دلیلی ندارد که اندک خوبی‌ها را نبینیم و عکس این هم صادق است که اگر جامعه‌ای را خوب می‌دانیم، تصور کنم دیگر در آن هیچ بدی و شری وجود ندارد. جامعه مدرن تنها ویژگی‌اش نقد مداوم خود است و امروز شما بسیاری از جوامع توسعه‌یافته را می‌بینید که شرهای جامعه خود را تحقیق کرده و علمی و صادقانه گزارش می‌کنند.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *