من در برابر شاهکاری که گفتمان انقلاب در مقابل نظام سلطه انجام داده است، در کنار این نظام هستم تا آخرین قطره خون خودم، اما معتقد هستم همین گفتمان انقلاب که در صحنه بینالمللی شاهکار خلق کرد، در عرصه داخلی برعکس بود
جوان آنلاین: دکتر بیژن عبدالکریمی هم منتقد قدرت بوده است و هم منتقد جریان روشنفکری. او چند روز پیش به بهانه تحلیل تحولات غزه در برنامه تلویزیونی «به افق فلسطین» زبان به نقد جریان روشنفکری گشود و گفت: «من به هیچ وجه اینها را نمیبخشم چراکه بخش وسیعی از روشنفکران ما به دلیل خشم و کینهای که از جمهوری اسلامی و شرایط ایران دارند، از اسرائیل حمایت کردهاند که بسیار دردآور و ننگین است.»
همین دیدگاه موجب شد مدعیان بر او بشورند و به جای نقد عالمانه سخنانش، وی را به «منفعتطلبی»، «خوار قدرت» و «تواب» شده متهم کنند. در گفتگو با این استاد فلسفه خواستیم، عصبیت جریان روشنفکری را واکاوی کنیم و مورد نقد قرار دهیم که چرا در بزنگاههای تاریخی نه در کنار ملتند، نه قدرت، بلکه همواره سیال و بیهویت مینمایند، اما او ضمن تکرار مواضع خود در نقد جریان روشنفکری وعده داد، پاسخ به هجمهها را به زمان دیگر موکول کند و ترجیح داد بیشترین نقد خود را در این گفتگو متوجه قدرت و نهادهای حاکمیت کند. دکتر عبدالکریمی در عین حالی که از حاکمیت دلخور است، انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را شاهکاری توصیف میکند که در مقابل نظگی خود منقطع و دچار یک گسست تاریخی شدهایم و فکر اصیل و تفکر حکمی و فلسفی وجود ندارد. آنجا که تفکر عمیق، حکمی و فلسفی وجود ندارد، شما اسیر ناسازگاریها و تعارضات بزرگی هستید. این تعارضات را در شیوه، منش و حتی اندیشه شبهروشنفکران خودمان داریم. این کلمه روشنفکران را هم یک توضیحی بدهم. کلمه روشنفکر در ذهن من و خیلی از نقادان من یکی نیست. آنها وقتی از کلمه روشنفکر استفاده میکنند، بیشتر چند چهره مشهور مثل آقای دکتر سروش، محسن رنانی و افرادی از این دست را مدنظر قرار میدهند و آنگاه از من میپرسند که کدام یک از اینها از اسرائیل دفاع کردند. مراد من در واقع جوانان، دانشجویان، استادان دانشگاه، هنرمندان، تکنوکراتها و کارگردانانی مثل جریان خانم برومند که چه هویی کردند او را، هستند یعنی اکثراً کسانی که در فضای مجازی هستند.
