افزایش ۲۰ درصدی حقوق بازنشستگان، شوخی تلخ دولت با ملت!/ شرایط بازنشستگی امارات و عربستان رویای دست نیافتنی بازنشستگان در ایران

در شرایطی که مجلس ایران سال گذشته تصمیم به افزایش سن بازنشستگی گرفت، فاصله میان حقوق بازنشستگان و هزینه‌های زندگی به شکلی نگران‌کننده گسترش یافته است. این در حالی است که خط فقر در تهران برای یک خانواده متوسط حدود ۳۰ میلیون تومان برآورد شده، اما حداقل حقوق بازنشستگان تنها ۵.۵ میلیون تومان است. هرچند افزایش سن بازنشستگی به دلیل بالا رفتن امید به زندگی و سالمند شدن جمعیت، چالشی جهانی محسوب می‌شود، اما در ایران این تصمیم بدون ارائه برنامه‌های حمایتی و راهبردی مناسب اتخاذ شده است.
در شرایطی که مجلس ایران سال گذشته تصمیم به افزایش سن بازنشستگی گرفت، فاصله میان حقوق بازنشستگان و هزینه‌های زندگی به شکلی نگران‌کننده گسترش یافته است. این در حالی است که خط فقر در تهران برای یک خانواده متوسط حدود ۳۰ میلیون تومان برآورد شده، اما حداقل حقوق بازنشستگان تنها ۵.۵ میلیون تومان است. هرچند افزایش سن بازنشستگی به دلیل بالا رفتن امید به زندگی و سالمند شدن جمعیت، چالشی جهانی محسوب می‌شود، اما در ایران این تصمیم بدون ارائه برنامه‌های حمایتی و راهبردی مناسب اتخاذ شده است.

وضعیت بغرنج بازنشستگان ایرانی

اقتصاد۲۴- این یک واقعیت تلخ است که کمتر به آن پرداخته می‌شود؛ مشکلات بازنشستگان، به ویژه کسانی که تحت پوشش تأمین اجتماعی هستند، در بسیاری از موارد به ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل شده است. این در حالی است که این افراد به واسطه سال‌ها تلاش و فداکاری در سخت‌ترین شرایط زندگی، شایسته بیش از پیش مورد توجه قرار گرفتن هستند. با این حال، بحران معیشتی آنان اغلب تنها در مقاطع خاصی، مانند دوران انتخابات یا مناسبت‌های ملی، در کانون توجه قرار می‌گیرد و بعد به فراموشی سپرده می‌شود. مسئولان در این زمان‌ها با وعده‌های فریبنده و گاهی بی‌پایه، به سراغ این قشر می‌روند، وعده‌هایی که اغلب برای جلب نظر این گروه و تأثیرگذاری بر نتایج انتخابات به کار می‌آید، اما پس از پایان رقابت‌ها به سرعت فراموش می‌شوند. پرداخت‌های مقطعی، به‌ویژه قبل از انتخابات، هیچ‌گاه به سرانجامی پایدار نمی‌رسند و پس از آن خبری از ادامه آنها نیست.

بر اساس اعلام رسانه‌ها مبلغ سه میلیون تومان که پیش از انتخابات به عنوان علی‌الحساب طرح متناسب‌سازی به حساب بازنشستگان واریز شد، قرار بود با واریز مبلغ یک میلیون تومان دیگر در ماه‌های بعدی همراه شود؛ اما با پایان انتخابات، هیچ‌کدام از این وعده‌ها محقق نشد و حتی پرداخت‌های ماهانه نیز با تأخیر‌هایی قابل توجه همراه شد. طبق گزارش روزنامه جمهوری اسلامی، متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان به‌طور کامل در عمل اجرایی نمی‌شود و بیشتر به یک وعده تبلیغاتی بدل شده است. این نوع سیاست‌ها، که بر اساس وعده‌های فوری و غیرواقعی ساخته شده‌اند، تنها به افزایش بی‌اعتمادی و سرخوردگی در میان بازنشستگان منجر می‌شود. 

چنین رویکرد‌هایی نه تنها اخلاقی نیستند، بلکه نشان‌دهنده مشکلات عمیق‌تری در ساختار سیستم بازنشستگی کشور هستند. مشکلات مالی و مدیریتی در صندوق‌های بازنشستگی به قدری پیچیده است که با وعده‌های سطحی و مقطعی نمی‌توان به آنها پاسخ داد. یکی از چالش‌های اساسی، مسئله عقب‌ماندگی حقوق است. اگرچه قانون تصریح دارد که حقوق بازنشستگان باید با نرخ تورم همگام باشد، اما این قانون در عمل به ندرت به طور کامل اجرا می‌شود، که نتیجه آن کاهش توان خرید بازنشستگان و سخت‌تر شدن شرایط زندگی آنان است. حالا هم افزایش ۲۰ درصدی حقوق بازنشستگان در سال جدید در کنار تورم بیش از ۴۰ درصدی، بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است.

در چند ماه اخیر، اخبار مربوط به وضعیت بازنشستگان و صندوق‌های تأمین اجتماعی اغلب به یکی از دغدغه‌های اصلی جامعه تبدیل شده است: «حقوق بازنشستگان بیش از ۲۰ میلیون تومان با خط فقر فاصله دارد»، «بیش از ۶۰ درصد از مستمری‌بگیران تأمین اجتماعی زیر خط فقر زندگی می‌کنند»، «بازنشستگان در اعتراض به شرایط اقتصادی و تورم شدید تجمع کرده‌اند»، «به دلیل بحران صندوق‌های بازنشستگی، سن بازنشستگی در برنامه توسعه هفتم به ۶۲ سال افزایش یافت»؛ اینها فقط نمونه‌ای از اخبار منتشرشده در خصوص وضعیت بحرانی صندوق‌های بازنشستگی کشور است.

یکی از چالش‌های جدی و اساسی سیستم بازنشستگی ایران، بحران مالی و بدهی‌های سنگین این صندوق‌هاست. بیشتر این صندوق‌ها قادر به پرداخت تعهدات خود به بازنشستگان نیستند و با کسری بودجه وسیعی مواجه‌اند. وزارت رفاه، کار و امور اجتماعی که از ادغام دو وزارتخانه تشکیل شده است، به جای حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی کشور، به نهادی تبدیل شده که تنها وعده‌های غیرعملی و اقدامات کم‌اثر را ارائه می‌دهد. با گذشت بیش از دو دهه از تأسیس این وزارتخانه، هیچ دستاورد ملموس و مؤثری در راستای حل مشکلات اساسی جامعه مشاهده نمی‌شود.

در عوض، نهادهایی، چون صندوق بازنشستگی کشوری و سازمان تأمین اجتماعی، همراه با شرکت‌های وابسته به شستا، درگیر فساد و ناکارآمدی شده‌اند. این نهاد‌هایی که باید حامی بازنشستگان و تأمین‌کنندگان اجتماعی می‌بودند، اکنون به زمین‌های بحران و فساد تبدیل شده‌اند. نبود نظارت مؤثر از سوی دستگاه‌های نظارتی مانند دیوان محاسبات بر مشکلات این صندوق‌ها دامن زده است. نظارت‌های موجود اگر هم وجود داشته باشند، به دلیل ضعف در اجرایی‌شدن، قادر به جلوگیری از فساد و مشکلات مالی این نهاد‌ها نیستند.

در نتیجه، وزارت رفاه به جای آنکه به عنوان حامی حقوق بازنشستگان شناخته شود، به مرکز توزیع امتیازات و منافع خاص تبدیل شده است. بر اساس گزارش‌ها، بسیاری از صندوق‌های بازنشستگی در آستانه ورشکستگی قرار دارند و دولت مجبور است سالانه میلیارد‌ها تومان از بودجه عمومی را برای پرداخت حقوق بازنشستگان اختصاص دهد. این وضعیت نه تنها بحران مالی کشور را تشدید کرده، بلکه به طور جدی اعتماد عمومی به سیستم بازنشستگی را کاهش داده است.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *