
گروه اندیشه: اکنون که آشکار شده آمریکا به عنوان نهادی مافیایی در صدد انجام کودتا و پیشبرد آن با همراهی اسراییل در صدد براندازی حاکمیت و تجزیه ایران است، و حقوق ملت ها و حتی دولت ها برای آن بی معنی است، این تفسیر در نقد دکتر محمد مصدق از سوی لیبرال های وطنی، که حتی خلاف خود سیا، کودتا علیه حکومت ملی را منکر می شوند، رنگ باخته است. کانال فرهیختگان راهی به رهایی با نوشتن مطلبی توسط بابک مینا، چنین خط مشی ای را مطرح می کند. در ادامه می خوانید:
****
در سالهای اخیر «لیبرالهای ایرانی» به شدت به مصدق حمله کردند و او را خاستگاه بسیاری از مشکلات سیاسی و اقتصادی ایران دانستند. به نظرم در مواردی حق با آنها بود، ولی در موارد مهمی نیز افراط کردند و واقعیت را مخدوش جلوه دادند. مصدق متعلق به نسل «پیشا-برتون وودز» است، یعنی دورانی که سوداگری (مرکانتلیسم) بر جهان حکومت میکرد و Pax Britannica مستقر بود. اگر چه تاریخنویسان معمولاً آغاز تجارت آزاد را لغو قانون غلات (Corn Law) انگلستان در سادهانگارانهای از بازار جهانی نفت داشتند و دعوایی به راه انداختند که توان رهبری آن را نداشتند. از همه بدتر فرقه مصدقپرستی بود که برخی از هواداران جزمی وی پس از او به راه انداختند و راه را بر هر گفتگو و تأمل انتقادی بستند.
این نقدها همگی درست است، اما نقد مصدق در سالهای اخیر کارکردی منفی نیز پیدا کرده است و آن سفیدشویی هر سیاست استعماری و متزلزل کردن حساسیتهای ملی است. از این جهت تصور میکنم باید نقد مصدق را تعدیل و تصحیح کرد. ملیگرایی ایرانی را باید با ملاحظات عملگرایانه و واقعبینانه آشنا کرد نه اینکه آن را در برابر فشارهای استعماری و امپریالیستی خلع سلاح کرد. نقد مصدق در سالهای اخیر حتی آنقدر راه افراط پیمود که پوششی شد برای ستایش استعمار و عادیسازی خیانت به کشور. ما از افراط در ستایش مصدق به تفریطی غلط کشیده شدیم.
باید نقد مصدق را و ملیگرایی مبارزهجو را تعدیل و تصحیح کرد.
۲۱۶۲۱۶
