اغتشاش‌جویی سلطنت‌طلبان همواره از اوباش بهره گرفته‌است!

شعبان جعفری در خاطرات خویش درباره ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، با اسناد موجود درباره دخالتش در این رویداد، مواجهه صریحی ندارد. به واقع هما سرشار، به عنوان گفت‌و‌گوگر، چالش‌های موجود را برای وی بازآفرینی نمی‌کند. او مدعی است در ۲۸ مرداد، سهمی از دلار‌های امریکایی نداشته است و اینگونه مبالغ، تنها به جیب برادران رشیدیان و نهایتاً کارگران کوره پزخانه‌های تهران رفته است! وی ناخواسته و به واقع، هم دخالت امریکا و هم پخش پول را پذیرفته است!

شعبان جعفری در خاطرات خویش درباره ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، با اسناد موجود درباره دخالتش در این رویداد، مواجهه صریحی ندارد. به واقع هما سرشار، به عنوان گفت‌و‌گوگر، چالش‌های موجود را برای وی بازآفرینی نمی‌کند. او مدعی است در ۲۸ مرداد، سهمی از دلار‌های امریکایی نداشته است و اینگونه مبالغ، تنها به جیب برادران رشیدیان و نهایتاً کارگران کوره پزخانه‌های تهران رفته است! وی ناخواسته و به واقع، هم دخالت امریکا و هم پخش پول را پذیرفته است!

جوان آنلاین: هر ساله در موسم ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و در بازگویی وقایع آن، از شعبان جعفری نیز سخن به میان می‌آید. از نگاه این قلم، سخن از نامبرده بیش از آنکه گفتن از یک فرد باشد، بازنمایی یکی از نماد‌ها و اساطیر سلطنت‌طلبان است. حوادث بعدی و از جمله آشوب‌های سالیان اخیر نیز نشان داده که فرهنگ حاکم بر اغتشاش جویان این طیف، نزدیکی فراوانی با خلقیات و کارکرد شعبان جعفری دارد. هم از این روی برای شناخت راهبرد دائمی این نحله، شناخت جعفری ضرور می‌نماید. مقال پی آمده، با این هدف به نگارش درآمده است. 
 
ترک تحصیل به دلیل شرارت، بر هم زدن نمایش نوشین و باقی قضایا!

لمپن‌ها، قشری جامعه‌گریز و قاعده ناپذیر، از هر جامعه‌اند. شعبان جعفری نیز نمونه ایرانی این طیف قلمداد می‌شود. اینکه او چگونه برآمد و از سوی جریانات سیاسی وقت، جذب شد و نهایتاً به پیشگاه ملوکانه بار یافت، داستانی خواندنی دارد. تارنمای مشرق سعی کرده تا در تک نگاشته‌ای مجمل و جامع، آن را بازنمایی کند:

«شعبان جعفری در سال ۱۳۰۰ ش، در محله سنگلج تهران متولد شد. او پس از تحصیل کوتاه مدت در مدارسی، چون عنصری، بصیرت و اسلام به علت شرارت تحصیل را رها کرد و در همان دوران به شعبان بی‏‌مخ معروف شد. پس از ترک تحصیل به کار‌های مختلفی روی آورد، ولی در آن‌ها نیز موفق نبود و به علت علاقه زیاد، به ورزش باستانی روی آورد. جعفری از سال ۱۳۲۶ ش با بر هم زدن نمایش مردم به کارگردانی عبدالحسین نوشین در تئاتر فردوسی، برای حاکمیت محبوب شد و به جای آنکه به جرم ایجاد آشوب و اخلال در نظم عمومی محبوس گردد، با دریافت وجه دستی و بنابه دستور اداره آگاهی، مدتی از تهران به لاهیجان رفت! در لاهیجان زورخانه‏‌ای را اداره می‏‌کرد و پس از یک سال، به تهران بازگشت. دهه ۳۰ اما، برای شعبان دهه‌ای طلایی بود. در سال ۱۳۲۹ پس از آنکه به استقبال آیت‏‌الله کاشانی که از تبعید بازمی‌‏گشت رفت، در بین جمعیت طرفداران آیت‏‌الله شایع شد، وی به قصد قتل ایشان در این مراسم حضور یافته است و همین مسئله باعث شد، تا از سوی طرفداران کاشانی مورد ضرب و جرح قرار گیرد و مدتی نیز در بیمارستان بستری بود. سپس به حمایت از نهضت ملی شدن نفت و دکتر مصدق برخواست. او به همراه گروه اوباش خود، در روز ۱۴ آذر ۱۳۳۰، به دفاتر روزنامه‌‏های چپ و توده‌‏ای و مخالف دولت دکتر مصدق مانند: چلنگر، مردم، شورش، بدر و… حمله کرده و این دفاتر را غارت و ویران ساختند! این آشوب برای او، مدتی حبس در زندان قصر را به ارمغان آورد. وی پس از آزادی، بار دیگر، راه خود را در پیش گرفت. در قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱، به فعالیت برای بازگرداندن دکتر مصدق به مسند نخست‏ وزیری پرداخت، اما به فاصله کوتاهی از مصدق روی برگرداند و در ماجرای ۹ اسفند ۱۳۳۱ نقش آفرین گشت. در این روز به پیشنهاد دکترمصدق، شاه قصد خروج از کشور را داشت که جعفری به همراه گروهی از اوباش خود، با تجمع در مقابل کاخ مرمر از این امر جلوگیری کردند و با تهدید بازرگانان، بازار تعطیل شد. این گروه به مقابل خانه دکتر مصدق رفته و اقدام به شکستن درب منزل نمودند! این ماجرا منجر به حبس وی تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شد و در ظهر این روز، به حکم زاهدی از زندان آزاد گشت و هدایت اوباش را بر عهده گرفت. پس از کودتای ۲۸ مرداد، به تاجبخش شهرت یافت. پس از این خدمت، بنابه پیشنهاد تیمسار زاهدی با شاه ملاقات کرد و زمینی برای تأسیس باشگاه ورزشی به وی اهدا شد. شعبان در همین ملاقات، از شاه اجازه گرفت تا گروهی به نام جمعیت جوانان جانباز تشکیل دهد، تا در مواقعی ضروری از آنان استفاده شود. ساخت باشگاه جعفری سه سال طول کشید و محمدرضا پهلوی، خود آن را افتتاح کرد. مدتی نیز تیمور بختیار ریاست افتخاری آن را برعهده داشت. هزینه‌های باشگاه، از دربار و ساواک تأمین می‏‌شد. گرچه او منکر دریافت هرگونه وجهی از دربار است، ولی اسناد تقاضای پول از دربار ازسوی وی موجود می‏‌باشد. با عیان گشتن موج اصلی انقلاب اسلامی، شعبان جعفری نیز احساس خطرکرد و به اسرائیل گریخت، ولی مجدداً به ایران بازگشت و همزمان با خروج شاه از کشور، به ژاپن رفت! از ژاپن به آلمان، اسرائیل، فرانسه، انگلیس و ترکیه رفت. در ترکیه با گروه ارتشبد آریانا و علیه نظام جمهوری‌اسلامی، به فعالیت پرداخت. او مدت‌ها در کالیفرنیا زندگی کرد و سرانجام در سال ۱۳۸۵، از دنیا رفت. خاطرات وی به کوشش هما سرشار منتشر شده است…». 

به من پول ندادن، برادران رشیدیان دستشون تو کودتا بود!

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *