فرآیند اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ نشان داد دستها روی ماشه بود و بلوک معارض ایران، مترصد یک فرصت بودند. تقریباً تمام گسلهای داخلی همزمان فعال شدند.
به گزارش جوان آنلاین به نقل از فارس، واقعهای روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ رخ داد. این اتفاق هنوز به عنوان یک حادثه قضاوت میشود امّا سوژه این حادثه تبدیل به اسم رمز شروع یک تهاجم چندوجهی علیه ایران شد. سوژه حادثه ۲۵ شهریور در ادامه با افرادی دیگری جایگزین میشد تا تب التهابات همچنان بالا بماند.
رهبر انقلاب روز ۱۱ مهر ۱۴۰۱ فرمودند: در این حادثهای که پیش آمد، دختر جوانی درگذشت؛ خب حادثهی تلخی بود، دل ما هم سوخت، ولی واکنش به این حادثه بدون اینکه تحقیقی شده باشد، بدون اینکه هیچ گونه امر مسلّمی وجود داشته باشد، این نبود که یک عدّهای بیایند خیابان را ناامن کنند، ناامنی را برای مردم به وجود بیاورند، امنیّت را به هم بزنند، قرآن را آتش بزنند، حجاب از روی سر زن محجّبه بکشند، مسجد و حسینیّه را به آتش بکشند، بانک را به آتش بکشند، ماشینهای مردم را آتش بزنند. واکنش به یک قضیّهای که حالا تأسّفآور هم هست، موجب نمیشود که یک چنین حرکاتی انجام بگیرد؛ این حرکات عادّی نبود، طبیعی نبود. این اغتشاش برنامهریزی داشت؛ این اغتشاش برنامهریزیشده بود. اگر قضیّهی این دختر جوان هم نبود، یک بهانهی دیگری درست و سیاستمداران غربی و مشخصا مقامات آمریکایی از اغتشاشات ۱۴۰۱ را بازخوانی میکند. واکنش بلوک غرب غیرعادی بود. فرآیند اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ نشان داد دستها روی ماشه بود و بلوک معارض ایران، مترصد یک فرصت بودند. تقریباً تمام گسلهای داخلی همزمان فعال شدند. ماجرا از این قرار بود که فردی در تهران از دنیا میرود. سازمان مربوطه، اسناد و ادله منتشر میکند که این مرگ طبیعی بود. اما یک جبهه رسانهای علیه ایران شکل گرفت. تکلیف آمریکا و انگلیس با جمهوری اسلامی مشخص است اما فرانسه و آلمان در این ماجرا از سایرکشورهای اروپایی حریصتر بودند.
رژیم صهیونیستی نیز ابتدای ماجرا در پس پرده بود ولی پس از گذشت چهار ماه در سطوح عالی امنیتی و سیاسی ورود کرد. به نحوی که پروژه سالگرد را به صورت آشکار از سوی تل آویو دنبال میشد.
