اعتیاد جامعه ایرانی به «حضور آنلاین»

ما در جهان دیجیتال زندگی می‌کنیم یا جهان دیجیتال در ما؟

ما در جهان دیجیتال زندگی می‌کنیم یا جهان دیجیتال در ما؟

جوان آنلاین: سارا، دانشجوی ۲۲ ساله مهندسی، روزش را با چک کردن نوتیفیکیشن‌های (اعلان‌های گوشی هوشمند) آغاز می‌کند. در مترو، پادکست (فایل صوتی) گوش می‌دهد، بین کلاس‌ها ریلز‌های (قالب ویدئویی کوتاه ۱۵ تا ۹۰ ثانیه‌ای) تیک‌تاک را می‌بیند، شب هنگام با اسکرول (بالا و پایین کردن صفحه) بی‌پایان توئیتر یا همان ایکس به خواب می‌رود. آخر هفته‌ها، حضور در یک کافه شیک و عکس گرفتن برای استوری (روایتی تصویری از خود)، بخشی ضروری از برنامه اوست. سارا احساس می‌کند «همیشه در ارتباط» است، اما گاهی از پشت صفحه موبایل، احساس تنهایی عجیبی به او دست می‌دهد. سارا یک نمونه منفرد نیست؛ او نسلی را نمایندگی می‌کند که زیست‌جهان آن، در آمیختگی کامل با فضای دیجیتال تعریف می‌شود. این مقاله، سفری است به بطن این تحول عظیم؛ پدیده‌ای که از آن به «اعتیاد دیجیتال» یا بهتر بگوییم «اسکان دیجیتال» یاد می‌کنیم. 

 مقدمه: از انقلاب صنعتی تا انقلاب دیجیتال
انقلاب صنعتی در قرن هجدهم، انسان را با ماشین‌ها آشنا کرد و مفهوم «کار» را برای همیشه دگرگون کرد. امروز، در قرن بیست و یکم، ما شاهد انقلابی عمیق‌تر هستیم: «انقلاب دیجیتال» که ذهن، هویت و روابط انسانی را به شبکه‌ای جهانی پیوند می‌زند. این انتقال، تنها یک تغییر تکنولوژیک نیست؛ یک دگرگونی «انسان‌شناختی» است. فیلسوفی می‌گوید: «ما دیگر ابزار را در دست نمی‌گیریم، ابزار در ذهن ما جای گرفته است.»، اما این همزیستی چه هزینه‌ای برای فرد و جامعه دارد؟ جامعه ایران، با ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد خود، چگونه در این گرداب غول‌آسا در حال تجربه‌اندوزی (و گاه آسیب دیدن) است؟
 بخش اول: نقشه جدید مغز ایرانی – بازسازی عصب‌شناختی توسط الگوریتم‌ها
علوم اعصاب به ما می‌گوید مغز انسان «نوروپلاستیک» است؛ یعنی بر اساس تجربیات، ساختار و اتصالات خود را تغییر می‌دهد. اپلیکیشن‌های (سکوهای) رسانه اجتماعی، بر اساس مهندسی رفتاری طراحی شده‌اند تا با تزریق مداوم دوپامین (هورمون لذت و انتظار) از طریق لایک، کامنت و نوتیفیکیشن، مدار‌های پاداش مغز را بازنویسی کنند. نتیجه؟ کاهش قابل‌توجه ظرفیت تمرکز عمیق (Deep Focus) و تشدید میل به «چندوظیفگی سطحی». 
در فرهنگ‌های اصل مانند فرهنگ ایرانی گفت‌وگوی عمیق و مذاکره رو در رو ارزش تاریخی دارد، اکنون گفت‌و‌گو‌ها در قالب پیام‌های صوتی کوتاه و ایموجی خلاصه می‌شود. آیا در حال از دست دادن ظرفیت «تفکر انتقادی پیوسته» هستیم؟ مصاحبه با یک متخصص عصب‌شناس این بخش را تکمیل می‌کند که می‌گوید: «ما شاهد کاهش میانگین زمان تمرکز نسل جوان بر یک تکلیف واحد هستیم. مغز در حال تطبیق با محیطی پر از محرک‌های کوتاه و جذاب است. این برای خلاقیت عمیق و حل مسائل پیچیده یک تهدید است.»

 بخش دوم: نمایشگاه دائمی خود – اقتصاد توجه و ساخت «برند شخصی»
در عصر دیجیتال، مهم‌ترین کالا «توجه» انسان‌هاست. هر کلیک، هر لایک، هر ثانیه تماشا، واحد پول این اقتصاد جدید است. این منطق، ما را به بازیگران دائمی یک نمایش تبدیل می‌کند. زندگی به «محتوا» تبدیل می‌شود: صبحانه، یک عکس است؛ درد دل، یک استوری؛ موفقیت، یک پست با هشتگ مناسب این یعنی زیستن را هم می‌توانیم کالایی برای فروش بدانیم. 
در جامعه ما که رگه‌های قوی جمع‌گرایی و حساسیت به «نگاه دیگران» وجود دارد این نمایش دائمی شدت مضاعف می‌یابد. از طرفی، فضای مجازی امکان ابراز فردیت سرکوب‌شده را می‌دهد و از طرف دیگر، فرد را در دام «زندان نظرات دیگران» اسیر می‌کند. اضطراب ناشی از مقایسه و میل به «خودارائه‌گری ایده‌آل» به معضلی برای سلامت روان، به ویژه در نسل جوان تبدیل شده‌است. یک روان‌درمانگر در تهران می‌گوید: «بخش عمده‌ای از مراجعان نوجوان من، از اضطراب ناشی از تعداد لایک‌ها (تأیید‌ها در فضای مجازی) و حس حقارت در مقایسه با زندگی‌های به ظاهر کامل اینفلوئنسر‌ها (مشهور بودن در فضای مجازی) رنج می‌برند.»

 بخش سوم: میدان جنگ نمادین – گسل‌های اجتماعی در آینه مجازی
فضای مجازی نه خنثی، که آینه‌ای تحریف‌کننده (و گاه تشدیدکننده) از گسل‌های واقعی جامعه است. شکاف نسلی، اختلاف طبقاتی، تفاوت‌های ایدئولوژیک و جنسیتی، در فضای بدون واسطه و کم‌مهار دیجیتال، به خشن‌ترین شکل ممکن خود را نشان می‌دهند. 
این فضا همزمان دو کار متضاد انجام می‌دهد؛ از یک سو، افرادی با علایق خاص (مثلاً دوستداران یک بازی یا یک مکتب فکری) را از سراسر جهان گرد هم می‌آورد و «قبیله‌های دیجیتال» می‌سازد. از سوی دیگر، با تقویت «حباب‌های فیلتر» و «الگوریتم‌های تشدیدکننده تعصب»، افراد را فقط در معرض دیدگاه‌های همسو با خود قرار می‌دهد و دشمنی با «دیگری» را نهادینه می‌کند. در بستر ایران، این امر به قطبی‌سازی هرچه بیشتر جامعه دامن زده‌است. جامعه‌شناس سیاسی می‌گفت: «شبکه‌های اجتماعی به میدان نبرد هویت‌ها تبدیل شده‌اند. این فضا‌ها به جای گفت‌وگوی سازنده، اغلب به صحنه نمایش خشونت کلامی و تثبیت کلیشه‌ها تبدیل می‌شوند.»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *