
به گزارش خبرآنلاین به نقل از همشهری، صدای فریاد و شکستن وسایل از واحد طبقه همکف به گوش میرسید و دقایقی بعد زنی خونآلود درحالیکه بهسختی راه میرفت، با کمک مردی که همسر صیغهایاش بود از ساختمان خارج شد.
همسایهها که همچنان صدای گریه نوزاد را میشنیدند و نگران وضعیتش بودند، با اورژانس اجتماعی و پلیس تماس گرفتند.
مأموران پلیس و عوامل اورژانس اجتماعی دقایقی بعد به محل رسیدند، اما اثری از نوزاد نبود. در ادامه معلوم شد پدر و مادر نوزاد به بیمارستانی در همان حوالی رفتهاند. تیم پلیس به بیمارستان رفت، اما مرد ناپدید شده بود و زن ۳۴سالهای به نام هاجر بهدلیل جراحات ناشی از ضرب و جرح بستری بود.
هاجر در نخستین اظهاراتش گفت: 3 روز قبل زایمان کردم، اما روز حادثه بهشدت با همسر صیغهایام درگیر شدم. او کتکم زد و وقتی دید مجروح شدهام، من را به بیمارستان انتقال داد، اما خودش ترسید و بلافاصله بیمارستان را ترک کرد. احتمال میدهم بعد اش شده بودم به تهران آمدم و باردار شدم. این بار 100میلیون تومان گرفتم. خانوادهای بودند که سالها بچهدار نمیشدند.
روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟
شوهر صیغهایام فهمید بچه را فروختهام. از اول هم میگفت سقطش کن. میگفت دردسر میشود. دعوا کردیم. من را کتک زد که کار به بیمارستان کشید، اما خودش از ترس فرار کرد.
از سرنوشت بچهها خبر داری؟
نه. فقط میدانم پیش خانوادههایی هستند که بچه میخواستند. فکر میکردم با این معامله خوشبختشان میکنم. هم بچههایم خوشبخت میشدند و هم زن و مردهایی که در حسرت پدر و مادر شدن بودند به آرزویشان میرسیدند.
هیچ وقت دلت برای بچههایت تنگ نمیشد؟
هر مادری دلش برای بچهاش تنگ میشود، ولی آن موقع فکر میکردم چارهای ندارم.
23302
