
پانزدهم مهر پرونده گم شدن یک دختر۲۹ساله در کلانتری کاظم آباد مشهد تشکیل و برای بررسی های تخصصی به اداره جنایی پلیس آگاهی مشهد ارسال شد.
«ج-د»(مرد۵۵ساله) که با مشاهده اسناد و مدارک پلیسی،دچارحیرت شده بود، به تناقض گویی پرداخت و بدین ترتیب با فرضیه قتل دخترش به شعبه ۲۵۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد هدایت شد. این مرد وقتی در برابر میز عدالت ایستاد و متوجه شد که قصه گویی هایش برای قاضی پرونده های جنایی رنگی ندارد ،اتهام قتل دخترش را پذیرفت و گفت: دخترم دوبار ازدواج کرده و از همسرانش جدا شده بود،به همین دلیل وضعیت روحی و روانی مناسبی نداشت؛ به طوری که با همه اعضای خانواده و به ویژه برادرانش درگیر می شد و به آن ها توهین می کرد. دراین میان من هم از رفتارهای نامتعارف او بی نصیب نبودم و دخترم با من نیز به مشاجره های لفظی می پرداخت و حرف های نامربوطی بر زبان جاری می کرد.
