
تحقیقات و بررسیهای مختلف نشان میدهد که از نظر قانونی و فرهنگی، عقبنشینی گستردهای از آزادی بیان در سراسر کشورهای غربی وجود دارد.
در آمریکا، دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور این کشور، سانسور توسط سلف خود، دولت جو بایدن و دولتهای خارجی را محکوم کرد، اما سپس، از طریق کمیسیون ارتباطات فدرال، رسانهها را تهدید کرد، به شرکتهای فناوری فشار آورد تا برنامهها و پستهایی را که اجرای قانون مهاجرت را مختل میکرد، حذف کنند، مهاجران را به دلیل رویکردها و موضعگیریهای طرفدار فلسطین دستگیر کرد، دانشگاهها را هدف قرار داد و موارد دیگر.
در حالی که متمم اول قانون اساسی از آمریکاییها در برابر سانسور آشکار محافظت میکند، آنها بهطور فزایندهای سخنان تنبیهی را که دوست ندارند، ازجمله حتی خشونت، میپذیرند؛ در اروپا، تصویر بدتر است.
در چندین کشور اروپایی، ازجمله آلمان و انگلیس، ممنوعیتهای ورود و محدودیتهای ویزا مرتبط با اظهارات عمومی در مورد جنگ غزه نشان میدهد که چگونه میتوان از کنترلهای مرزی برای فیلتر کردن یا جلوگیری از دیدگاههای سیاسی خاص استفاده کرد.
در آمریکا، نویسندگان خارجی با ممنوعیت سفر مرتبط با تفسیر سیاسی مواجه شدهاند؛ اعتراضهای دانشگاهی خاموش شده است، دانشگاهیان در حال تنظیم سرفصلها هستند و رسانهها پوشش خبری را تعدیل میکنند تا دعاوی یا فشار نظارتی را محدود کنند.
