عروس «ماهی بزرگ» اولین نقش مهم کارنامۀ ماریون کوتیار بود. اما با ایفای شخصیت ادیت پیاف در فیلم «لا وی آن رز/زندگی شیرین» بود که دنیا آشکارا لب به ستایش این ستارۀ فرانسوی گشود. شاهنقشی پر از شور و حسرت و حرارت و تلاش و امیدواری؛ که کوتیار با بازی هنرمندانهاش توانست چیزهای ظریف چهره و رفتار و تکههای ریز ریز شخصیت اسطورۀ ترانه و موسیقی فرانسه را روی پرده زنده کند. کار شاقی که فقط از عهدۀ یک بازیگر کامل برمیآمد. بعد از آن، حضور کوتیار در «دشمنان مردم»، «اینسپشن»، «نیمهشب در پاریس»، و «زنگار و استخوان» برای کارگردانهای این فیلمها نعمتی بود. و بازی او در «مهاجر» که در کن ۲۰۱۳ به نمایش درآمد، یادآور لیلیان گیش در فیلمهای کلاسیک هالیوود بود. کوتیار فقط در سینما موفق نبوده و در موسیقی و تئاتر هم وجوه دیگری از وجودش را رو کرده است. سال گذشته شاهد حضور زنده و قدرتمند و حیرتانگیز او در اوراتوریوی «ژاندارک بر هیمۀ آتش» بودم. گویی که ژاندارک از لابهلای ورقهای تاریخ زنده شده باشد و به صحنۀ دادگاه عصر ما قدم گذاشته باشد، تا تمامی رنجهای بشر را در چهره و صدا و لحناش مجسم کند. در استعداد شگرف کوتیار همین بس که وودی آلن دربارهاش گفته: «او قادر است هر احساسی را که اراده کند، به سرعت و به آسانی نشان دهد و تماشاگر را طلسم کند.» و ژک اودیار او را چنین توصیف کرده: «ماریون با تمام وجودش بازی میکند و به بخشی جداییناپذیر از فیلم تبدیل میشود.» تازهترین گفتگوی فرانسوی ماریون کوتیار را دربارۀ فیلم تازهاش، دنیای بازیگری، و فعالیتهایش در سازمان «صلح سبز» در ادامه میخوانید.
