افزایش هزینه ویزیت پزشکان، افزایش هزینههای آزمایشگاهی، دندانپزشکی و تجهیزات پزشکی، کمبود و گرانی قیمت داروها و در کنار همه اینها ارائه خدمات درمانی و پزشکی نه چندان مطلوب، باعث شده است که مردم از وضعیت نظام سلامت در کشور ناراضی باشند.
از یکسو به گفته مسئولان و متولیان نظام سلامت، 70درصد هزینههای درمان بر دوش مردم است و از سوی دیگر، بیمهها نیز در پرداخت هزینههای درمان سهم ناچیزی دارند و این امر باعث شده که به تعداد خانوارهایی که بهدلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای درمان به زیر خط فقر میروند افزوده شود. درهرحال، واقعیت انکارناپذیر و تلخ آن است که نظام سلامت در ایران برای حل مشکلات بیماران، ظاهرا نمیخواهد
حل مشکلات نظام سلامت در ایران نیاز به مدیریت اورژانسی دارد؛ مدیریتی که بتواند نظام سلامت بحران زده ایران را از بحران نجات دهد؛ مدیریتی که مدیریت بحران را به درستی بشناسد و براساس آن مطالبات مردم را از نظام سلامت بهطور جدی تعقیب و برای آن تدابیر لازم را اتخاذ کند و این همه ممکن نیست جز آنکه مسئولان کشور همه و همه مقوله سلامت را در اولویت کاری خود قرار دهند و برای آن برنامه و طرحهای عملیاتی و قابل پیادهسازی داشته باشند.
نبود برنامه اجرایی قابلقبول و عملیاتی و مدیریت ناصحیح در سلامت کشور تا آن حد است که گرچه متولیان امر سلامت، برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع را تنها راهحل نهایی معضلات موجود در سلامت کشور میدانند اما هنوز نتوانستهاند برای اجرا شدن کامل این برنامه اقدامی قابلقبول و منطقی ارائه دهند و این برنامه با پیچ و خمها و فراز و نشیبهای زیادی روبهروست و معلوم نیست که سرانجامش چه خواهد شد.پس بیراه نگفتهایم اگر به مردم بگوییم: بیمار نشوید و سخت مراقب سلامت خود باشید.
