شعری که سروده فریدون مشیری است با عنوان اشکی در گذرگاه تاریخ … این شعر بسیار جالب و منتخب را بخوانید و لذت ببرید.
صحبت از پژمردن یک برگ نیست/ وای، جنگل را بیابان میکنند/ دست خونآلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند….
از همان روزی که دست حضرت «قابیل»
گشت آلوده به خون حضرت «هابیل»
از همان روزی که فرزندان «آدم»
صدر پیغامآورانِ حضرتِ باریتعالی
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرده بود
گرچه آدم زنده بود.
