مرد جوان از قصاص برادر خود بی قید و شرط گذشت کرد.

به گزارش سیتنا، اشکان در خانهشان راه میرفت و به نقطهای نامعلوم خیره شده بود. انگار با فرد یا افرادی ماورایی سر صحبت را باز کرده بود و تمام این حالتهایش قصهای عجیب اما تکراری بود که از چندین سال قبل مثل یک دمل چرکی روی پوسته زندگی پدر و مادرش جا خوش کرده بود.
