اشعار قیصر امین پور + مجموعه اشعار عاشقانه، کوتاه و بلند از این شاعر ایرانی

کفش‌هایی منتظر در چارچوب در 

ناودان ها شُر شُر باران بی صبری است 

کفش‌هایی منتظر در چارچوب در 

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند

تمام حجم قفس را شناختیم بس است

آواز عاشقانه‌ی ما در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی‌کند

آواز عاشقانه‌ی ما در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی‌کند

دوباره پلک دلم می پرد ، نشانه ی چیست ؟

کسی که سبزتر است از هزار بار بهار

من به چشم‌های بی‌قرارِ تو

ریشه‌های ما به آب

موجیم و وصل ما از خود بُریدن است

با گریه های یکریز

مثل ثانیه های گریز

این روز ها که

شادم

در تمام طول این سفر اگر

طی نکرده ام

تو به فکر منی همیشه و من

هستم

تویی بهانه‌ی آن ابر ها که می‌گریند

بعد از این در دلِ من، شوقِ رهایی هم نیست

گرچه چون موج مرا شوق زخود رستن بود

یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر

قطار می‌رود

تمام ایستگاه می‌رود

با تيشه ی خيـــــــال تراشيده ام تو را

از آسمــان بــه دامنــــم افتاده آفتاب؟

آواز عاشقانه‌ی ما در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی‌کند

ی‌خواهمت چنانکه شبِ خسته خواب را

محو تو ام چنانکه ستاره به چشم صبح

تا نسوزم

تا مبادا بی هوا خاموش…

دل در خیال رفتن و من فکر ماندن

دو دستم ساقه سبز دعایت

دلم در شاخه یاد تو پیچیـد

ز بس در دل گلِ یادت شکوفاست

چنان داغ دل، داغ دل دیده ام

به هر جا چمن در چمن، گل به گل

دیشب باران قرار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره -پچ پچ- کرد

جز اینم آرزویی نیست؛

اما

حرف های ما هنوز نا تمام …

وقت رفتن است

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *