در این مطلب مجموعه اشعار تک بیتی زیبا و جذاب برای کپشن را گردآوری کرده ایم و امیدواریم که این جملات و متن ها مورد توجه شما قرار بگیرد.
تاری بزن با ساز دل، آتش بزن بر راز دل
وانگه همین پیمانه را، لبریز کن با ناز دل
گاهی اوقات صلاح است که تنها بشوی
چون مقدر شده تک خال ورق ها بشوی
آخر همه کدورت گلچین و باغبان
گردد بدل به صلح، چو فصل خزان رسد
در دلم مهر کسی خانه نکرده ست بیا
خانه خالیست نگه داشته ام جای تو را
نیارزد آینه بودن به آن همه تشویش
كه هر كه جلوه فروشد، تو رنگ گردانی
روزی متوجه می شوی هیچ چیز در زندگی
آنقدر که تو تصور می کردی جدی نیست
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم
خوشا به بخت بلندم که در کنار منی
تو هم قرار منی، هم تو بی قرار منی
بیتی که یاد و نام تو در آن نوشته شد
یک بیت ساده نیست، که بیتالمقدس است
چه انتظار عظیمی نشسته در دل ما
همیشه منتظریم و کسی نمی آید
گویی از تقدیر تلخم باخبر بودم ز پیش
مادرم میگفت من مشکل به دنیا آمدم
ندانم عاشقم، مستم، چه هستم؟
همی دانم دلی پر درد دارم
دل را قرار بخشد تکرار خاطر دوست
ورنه عبث مروری است تکرار زندگانی
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
رشته گر باریک باشد در محبت، باک نیست
جهد کن تا از کشاکش، نگسلانی رشته را
جایی که برادر به برادر نکند رحم
بیگانه برای تو برادر شدنی نیست
عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
دردِ بی درمانشان را درد درمان میکند
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده ست
دل به یک لحظه ی کوتاه به هم می ریزد
جان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من
من به جهان چه میکنم چونک از این جهان شدم
از بس که بدی ديده ام از اين مردم
وحشت کنم از مردمک ديده خويش
چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم
که دل بدست کمان ابرویست کافر کیش
به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیش تر از دل به کسی بستن بود
پیش صاحبنظران، ملک سلیمان بادست
بلکه آنست سلیمان، که ز ملک آزادست
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام
با تو بودن، ز همه دست کشیدن دارد
نگاه به کار مفیدم، کَس نمی کند
هزار دیده منتظر یک اشتباه من است
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
بی مروّت، اینقدر با موی خود بازی نکن
دکترم گفته برایم بی قراری خوب نیست
روزی آید که دلم هیچ تمنا نکند
دیده ام غنچه به دیدار کسی وا نکند
فروغ مشعل دولت، چو برق در گذر است
چراغ گوشه نشینان مدام می سوزد
کس نیست در این گوشه فراموش تر از من
وز گوشه نشینان تو خاموش تر از من
دامن مکش به ناز که هجران کشیده ام
نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام
زندگی آب روانی است، روان می گذرد
هر چه تقدیر من و توست، همان می گذرد️
صبور باش که اعجاز صبر، هم یعقوب
به وصل یار رسانید هم زلیخا را…
گر چنانست که از دلشدگان می پرسید
گاه گاهی ز من دلشده هم یاد کنید
خواهی که شوی خازن اسرار امانت
جبریل صفت در همه احوال، امین باش
خوب می دانم که “تنهایی” مرا دق می دهد
عشق هم در چنته اش چیزی از این بهتر نداشت!
تــو کــه یـک روز پـراکـنـده نـبـوده سـت دلـت
صورت حال پراکنده دلان، کـی دانـی
تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی
اندوه بزرگیست زمانی که نباشی
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چار تکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست
در آشیان به خیال تو آنقدر ماندم
که غنچه شد گل پرواز در پر و بالم
شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگم
که من چون غنچه های صبحدم بسیار دلتنگم
نخ به پای بابادک های کم طاقت مبند
زندگی را هر چه آسانتر بگیری بهتر است
دور شو از برم ای زاهد و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تـزویر کنم
فلک همیشه به کام یکی نمی گردد،
که آسیای طبیعت به نوبتَست ای دوست
ای کاروانِ عمر که بیهوده می روی
بس کن که خاطرم ز صدای جرس گرفت
“دلم گرفته برایت” زبان ساده عشق است
سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت!
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نكنیم
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را چه کنم
در کار خود، من و تو ز او بی وفاتریم
با من ز بی وفایی دنیا، سخن مگو
تا که از جانب معشوق نباشد کششی
کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
در چشم دیگران منشین در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن
وعده های سر خرمن همه ارزانی شیخ
با تو هر لحظه دلم میل جهنم دارد…
