غنچهای از گلشن طاها رسید
در مدینه از کرامات خدا
هم یاور و خواهر برادر هایش
یک عمر برای پدرش مادر بود
آن روح زلال و صیقلی زینب بود
هر چند امام و مقتدا بود حسین
كوثر به ظهور گوهری آوردست
تا در غم كربلا كند مادریش
این نور ز چیست چهرهى شب دارد؟
این لطف خداست بعد زهرا، حیدر
از کاخ علی ستارهای پیدا شد
سرتاسر کائنات پر نور و سرور
زینب که عزیز حی سرمد باشد
شد ماه جمادی ز طفیلش روشن
بر یمن قدوم بنت حیـدر صلوات
لبخنـد به لبهـای حسین است و حسن
بیله حیالی خانم گلمیوبدی دنیایه
آناسی فاطمه دن درد و محنتی چوخدور
قادر الله، عشقی ئورگتدی، تبی خلق ائیله دی
عاشق و معشوق احوالی نمایان اولماقا
من منتظرم حضرت جبریل بیاید
جبریل کنار پر قنداقه رسیده
آن قدر عاشقیم که املا نمیشود
زلف مرا به پنجرههای ضریح عشق
ای خطبه صدای تو نهج البلاغهات
هجده سربریده به دنبال چشم تو
آسمان را ستاره باران کن
باز هم لطف حق تجلی یافت
بار دیگر سلام بر نورت
مثل زهرا سراسرت خیر است
از همان ابتدا شدی آرام
وسط آن همه بهشتی رو
بر گلبن بوستان طاها صلوات
در روز ولادت گل باغ علی
از خدا بر ما عنایت میرسد
بر همه از مقدم دخت علی
وقت نزول رحمت حق از سحاب شد
مستی ما به رتبه اعلی رسیده است
