
اقتصاد۲۴-نرخ بیکاری در آخرین فصل از حضور دولت سیزدهم حدود ۸ درصد اعلام شد؛ نرخی که از آن بهعنوان رقمی تاریخی نام میبرند. اما واقعیتهای پنهانشده پشت این نرخ میگوید چرا نباید به این عدد دلخوش کرد و آن را نشانه بهبود وضعیت اقتصاد و معیشت دانست. شغلهایی که شغل نیست و نام اشتغال را یدک میکشد یا شاغلانی که هیچ نقشی در تولید و توسعه ندارند، اما حقوقبگیرانی مدام هستند، از جمله این واقعیتهاست؛ بنابراین میبینیم با وجود آنکه در دولت سیزدهم نرخ بیکاری کم شده، اما نه توسعه اتفاق افتاده و نه شرایط مردم با کاهش بیکاری بهبود پیدا کرده است. کم شدن شغلهای مولد و افزایش شغلهای غیرمولد در نمودارهای مرکز آمار نشانی از تغییر وضعیت اشتغال و اثرات آن بر اقتصاد است.
«ایجاد یک میلیون شغل در سال»، این جملهای است که در سه سال گذشته بارها شنیده شده و دولت قبل بر ایجاد این میزان شغل بهعنوان دستاورد یاد کرده، اما چرا با وجود ایجاد سالانه یک میلیون شغل شرایط اقتصاد تغییری نکرده و وضعیت معیشت مردم بهبود پیدا نکرده؟
بررسی کیفیت اشتغال ایجادشده همان حلقه گمشدهای است که این چرایی را توضیح میدهد. شواهد نشان میدهد شغلهای ایجادشده عمدتاً در گروه غیرمولدها بوده و براساس تحقیقات انجامشده توسط حسن طایی، ایجاد شغل مولد در کشور نزدیک به صفر است. بنا به تعاریف ارائهشده، اشتغال مولد متاثر از ظرفیتسازی برای اشتغال در واحدهای کوچک و متوسط، آموزشهای هدفدار و معطوف به اشتغال، برنامهریزی آموزشی با جهتگیری اشتغال، آموزشهای کارآفرینی، رفع موانع بیکاری ساختاری، توسعه آموزشهای مهارتی، فنی و حرفهای معطوف و… ایجاد میشود که با آنچه در جامعه دیده میشود متفاوت است و آمارها نیز تنها به تعداد افراد شاغل و بیکار پرداخته است.
