لب پنجره نشسته بودم..
یهو دیدم یه هلیکوپتر اومد بالای ساختمونمون
و یه مامور نیروی انتظامی با عملیات راپل اومد رو پشت بوم،
دیش ماهواره مونو تنظیم کرد و رفت!
روحانی مچکریم!
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
رفتم مغازه.
گفتم طبق معمول مابقی پولمو چسب زخم میده بهم!
گفتم بده اون چسبا رو تا بریم…یهو دیدم مابقی رو پول خورد داد!!!!!
روحانی مچکریم!!!
