اس ام اس خنده دار مخصوص سرکار گذاشتن (34)

به نیت یکی بودن خدا ۱ دونه سکه مهر کنین !
 

به نیت یکی بودن خدا ۱ دونه سکه مهر کنین !
 

حالا سوتی هایی که دادی رو بفرست حال کنیم !

راز چیست ؟

چیزیه که شما به همه میگید که به هیچ کسی نگن !

نصیحت حیف نون:

تا زنده‌ای، زندگی کن

“همونجاهاست” چیست ؟

سر راست ترین آدرسِ مامان ها ، وقتی چیزیو پیدا نمیکنی !
 

طریقه سپری شدن روزهای هفته:

شنبـــــــــــــــــــــــــــــــــ…..ـــــــــــــــــــــــــــه

جدیدترین کشفیات دانشمندان :

“دخترها از آنچه در زمستان میبینید لاغرترند” !

بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن

همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان !

حدیث عضنفری :

هرکس به والدین خود احترام بگذارد مثل این است که به پدر و مادر خود احترام گذاشته !

اکبر بینی بزرگی داشت و خیلی مهربان بود و باهوش و سختکوش

خوش برخورد و با جنبه و مؤدب و خوش لباس و متین و فروتن و خوش صحبت

یادم آید روز دیرین، خوب وشیرین، اول ترم، وقت بسیار، درس اندک…

اما اینک روز آخر، روز تلخ امتحانات، آخر ترم، وقت اندک

به حیف نون میگن خاطره از کودکی داری ؟

میگه آره :

“به هرکی که دل بستم فرداش بهم گفت شارژ داری واسم بفرستی!!”

طبق آخرین نظر سنجی ها

یکی از مهیج ترین تفریحاتِ آقایون

هر دو لذت بخشن:

دونفرى خوابیدن رو تخت یه نفرى!

دقت کردین

لب آدم هیچ وقت تبخال نمیزنه مگه این که ۲۴ ساعت بعدش

زندگی متأهلی یعنی

به همسرت مسیج بدی: ای عشق، خداوند نگه‌دار تو باشد

دختری به دوستش: فکر کنم دوست پسرم داره بهم خیانت می‌کنه!

دوستش: از کجا فهمیدی؟

(جوک بلند !)

شوهر مریم چند ماه بود که در بیمارستان بسترى بود. بیشتر وقت‌ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى‌کرد و کمى هوشیار مى‌شد. امّا در تمام این مدّت، مریم هر روز در کنار بسترش بود.یک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد از مریم خواست که نزدیک‌تر بیاید. مریم صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود. … شوهر مریم که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت: «تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده‌اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه‌مان را از دست دادیم، باز هم تو پیشم بودى. الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو همیشه در کنارم هستى. و مى‌دونى چى می‌خوام بگم؟» مریم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى‌خواى بگى عزیزم؟»

شوهر مریم گفت: «فکر مى‌کنم وجود تو براى من بدشانسى میاره!»

منبع  : پارس ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *