
آرتین زهرابی
دراگان اسکوچیچ پس از جدایی غیرمنتظره از تیم ملی ایران در سالهای گذشته، یک بار دیگر به صورت خلق الساعه از تراکتور جدا شد.
جدایی دراگان اسکوچیچ از تراکتور، اگرچه با بیانیهای کوتاه و ادبیاتی محتاطانه اعلام شد، اما برای ناظران دقیق فوتبال ایران غافلگیرکننده نبود. از هفتهها پیش، تغییر در لحن و رفتار سرمربی کروات نشانههایی از فاصلهگیری تدریجی او با فضای باشگاه را بروز میداد؛ فاصلهای که در نهایت به پایان همکاری انجامید، آن هم در شرایطی که کارنامهاش روی نیمکت تراکتور قابل دفاع و حتی کمسابقه بود.
اسکوچیچ در فوتبال ایران با برچسب «مربی گمنام» و از مسیر ملوان انزلی وارد شد، اما نقطه عطف مسیر حرفهایاش در ایران به نیمکت تیم ملی ایران گره خورد؛ جایی که میراث سنگین و پرحاشیه مارک ویلموتس را تحویل گرفت و تیمی ناامید را به صعودی قاطع به جام جهانی رساند. تناقض بزرگ این موفقیت، حذف خودِ اسکوچیچ از حضور در تورنمنت بود؛ موفقیتی که نام او را تثبیت کرد، اما پروژهاش را نیمهتمام گذاشت.
