در این مقاله محمدجواد صرافزاده، نوه آیتالله محمدی گیلانی، از ناگفتهها و تحریفات دادگاه امیر انتظام و حکم وی میگوید.
سرویس تاریخ جوان آنلاین: درگذشت مهندس عباس امیرانتظام بهانهای شد تا دوباره داستان دادگاه ایشان و روایات ناقص از آنچه بر وی گذشته نقل مجالس و محافل گردد. متاسفانه عدم حضور یک طرف که از پاسخگویی محروم میباشد، در کنار سکوت شاید مصلحت اندیشانه افراد آگاه از سویی و نظرات آلوده به اغراض سیاسی که البته تا اندازه زیادی تحت تاثیر حب و بغضهای ناشی از حوادث و برخوردهای سالهای پرتنش گذشته قرار گرفته، از سوی دیگر، حقیقت ماجرا را به محاق ابهام فرو برده است.
درباره دادگاه امیرانتظام بسیار سخن گفته شده، هم ایشان و موافقانشان و هم مخالفان به تفصیل درباره اتهامات و رد و قبول آنها گفته و یا نگاشتهاند. عدهای او را مبرا از اتهام جاسوسی دانسته و برخی دیگر اعدام و کسانی نیز وی را به حبسی چند ساله مستحق میدانند.
در این میان روایات بسیاری از دادگاه و حواشیاش نقل میگردد که صحت و عدم آن را همانند بسیاری از اقوال این زمانه نمیتوان تائید کرد. به ویژه پس از حوادث سال ۸۸ که متاسفانه بیشتر حریمها و حرمتها درنوردیده و غبار ابهام بر خیلی از وقایع تاریخی سایه افکنده، با هجمه رسانهای بسیار قدرتمند دشمن و البته خواب سنگین و بیتدبیری رسانههای خودی که شوربختانه برای اغراض سیاسی زودگذر اعتماد عمومی را خدشهدار نمودهاند، بسیاری از حوادث مربوط به سالیان ابتدایی انقلاب دچار آفت تحریف گشتهاند. فقدان روایتهای صائب و همینطور در اقلیت بودن راویان معتمد، نسل جوان ما را در وضعیتی پرابهام قرار داده و اهریمن ناجوانمرد با استفاده از این فضای مشوش چه راحت میتواند به مقصود نامیمون خویش راه یابد.
دادگاه امیرانتظام از جمله وقایعی است که به همان دلیل سکوت آگاهان و هجوم رسانهای مخالفان دچار آفت قلب واقعیت گردیده و دقیقا در چنین وضعیتی است که نقش رسانه مورد اعتماد مردم پررنگتر میشود چراکه رسالت اصلی آنان بیان حقیقت و زدودن زنگار از ابهامات بویژه از اذهان جوانان غایب آن روزگاران است.
