سال ۱۳۳۲ در حالی آغاز شد که میان دکتر مصدق و دوستان قدیمیاش، به دلیل اختلافات متعدد، نقاری عمیق به وجود آمده بود. همزمان با این تحولات، انگلیسیها توفیقاتی در همراه کردن آمریکاییها برای ساقط کردن دولت مصدق بدست آورده بودند.
سال ۱۳۳۲ در حالی آغاز شد که میان دکتر مصدق و دوستان قدیمیاش، به دلیل اختلافات متعدد، نقاری عمیق به وجود آمده بود. همزمان با این تحولات، انگلیسیها توفیقاتی در همراه کردن آمریکاییها برای ساقط کردن دولت مصدق بدست آورده بودند. نخستوزیر که در ایجاد تحولات اساسی و عمل به وعدههای اقتصادی، موفقیت قابل قبولی بدست نیاورده بود، دوستان پیشین خود را به عدول از قول و قرارهایشان متهم و رویکرد نه چندان متعارف خود را با شرایط بغرنج آن روزها توجیه میکرد. در همان حال، دربار و سفارت انگلیس، با حمایت و همراهی تعدادی از سیاستمداران سرخورده از مصدق، طرحهایی را برای ضربه زدن به دولت او و زمینهسازی برای ساقط کردن آن، آماده اجرا کرده بودند. یکی از این طرحها، ضربه زدن به سازمان نظامی طرفدار مصدق بود که در قالب گروه «افسران ملی»، بیشترین ظهور و بروز را داشت؛ تشکیلاتی که سرتیپ محمود افشارطوس، یکی از مهمترین اعضا و احتمالاً رهبر و مسئول هماهنگی آن محسوب میشد. بر همین اساس، اوایل اردیبهشت سال ۱۳۳۲، افشارطوس را ربودند و چند روز بعد جنازه او در غار «تِلو» واقع در کوههای لشکرک تهران پیدا شد. او را به شدت شکنجه کرده بودند؛ پشت بدن افشارطوس، به شدت آسیب دیده بود و کبودی ناخنهایش نشان میداد پیش از مرگ بر اثر اصابت گلوله، شکنجههای دردناکی را تحمل کرده است.
