۱۱:۱۴ – ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
با شدتگرفتن دوباره تنشهای ایران و آمریکا در تنگه هرمز، یک سؤال مطرح میشود؛ چرا در این مرحله، اسرائیل حضور نظامی آشکار و مستقیمی در میدان ندارد.
باشگاه خبرنگاران جوان – با شدتگرفتن دوباره تنشهای ایران و آمریکا در تنگه هرمز، پس از توافق آتشبس و آغاز حملات شبانه آمریکا به نوار ساحلی جنوب، یک سؤال بیش از هر زمان دیگری مطرح میشود؛ چرا در این مرحله، برخلاف دورههای قبل، اسرائیل حضور نظامی آشکار و مستقیمی در میدان ندارد؟ پاسخ این پرسش را شاید نباید صرفاً در آرایش نیروهای نظامی جستوجو کرد، بلکه باید آن را در تغییر الگوی جنگهای مدرن دید. در بسیاری از منازعات امروز، بازیگران تلاش میکنند بخشی از هزینههای نظامی را به عرصه رسانه، افکار عمومی و عملیات روانی منتقل کنند. به همین دلیل، نبود یک بازیگر در میدان لزوماً به معنای خروج او از صحنه نیس مورد استناد این تحلیل است. این سفر صرفاً یک دیدار سیاسی نبود، بلکه نشانهای از همگرایی راهبردی میان اسرائیل و بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور بهشمار میرود. نکته قابلتوجه، تغییر روایت رسانهای برخی از همین جریانهاست. گروههایی که در مقاطعی از افزایش فشارهای خارجی یا حتی اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی حمایت میکردند، اکنون خود را در جایگاه مخالف جنگ و مدافع مردم جنوب ایران معرفی میکنند. این تغییر لحن، نه ناشی از تغییر موضع، بلکه بخشی از یک تاکتیک رسانهای برای افزایش اثرگذاری بر افکار عمومی است؛ تاکتیکی که میکوشد با بهرهگیری از احساسات عمومی، نارضایتی اجتماعی را تشدید کرده و اعتماد عمومی را فرسایش دهد.واقعیت آن است که در جنگهای امروز، میدان نبرد تنها آسمان و زمین نیست؛ تلفن همراه، شبکههای اجتماعی، رسانههای فارسیزبان و حتی روایتهایی که هر روز در فضای مجازی منتشر میشوند، بخشی از میدان جنگ هستند. در چنین شرایطی، هر تصویر، هر خبر و هر روایت میتواند بهاندازه یک عملیات نظامی، در شکلدهی به افکار عمومی و تصمیمات سیاسی اثرگذار باشد. از همین رو، شاید پرسش اصلی این نباشد که «اسرائیل چرا در میدان دیده نمیشود؟» بلکه این باشد که آیا بخشی از نبرد از میدان نظامی به میدان روایتها منتقل شده است؟
