
به دنبال تمام رفت و آمدهای اسامی مختلف، طبیعتاً استقلال فاقد عناصری، چون برنامهریزی و آیندهنگری بوده و در این بین یکی از آفتها، سوختن نامهایی بوده که شاید در شرایط طبیعی میتوانستند سالها به آبیها کمک کنند.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، یک دهه اخیر را میتوان پرحاشیهترین و البته ناکامترین مقطع تاریخ باشگاه استقلال دانست. مقطعی که باشگاه استقلال تبدیل به محله بروبیا شده و نامهای مختلفی روی صندلی مدیریت نشستهاند و به تبع آن، افراد بعضاً نامرتبط و بیگانه با اوضاع و احوال باشگاه بزرگ پایتخت، به عنوان عضو هيئت مدیره مشغول فعالیت شدهاند.
در واقع در ۱۱-۱۰ سال گذشته، ۱۳ مدیرعامل آمدهاند و پس از مدتی رفتهاند، اغلب هم بدون دستاوردی خاص و سرشار از حاشیه و جنجال. خروجی این روند عجیب، غیرحرفهای و آزاردهنده برای هواداران این بوده که استقلال تنها در یک فصل موفق به کسب جام در لیگ برتر شده و به زعم بسیاری از کارشناسان و هواداران، امسال را هم باید به سالهای ناکامی و بدون جام آبیها افزود. استقلال در تمام این مدت، تنها در فصل که با هدایت فرهاد مجیدی با ثبت رکورد ارزشمند قهرمانی بدون شکست، آبیها جام را در پایان فصل بالای سر بردند.
آسیب و آفت مدیرانی که حداقل تعدادی از آنها با زدوبندهای پشت پرده و لابی با مسئولانته منهای قهرمانی بینظیر فرهاد مجیدی، من هستم حتماً کنار میروم. بلد نیستم جادوگری کنم و شاید در مربیگری چیزی نباشم، ولی باید به یک سرمربی زمان بدهید. من در دو برهه مسئولیت قبول کردم، در مرحله اول اعضای کادرفنی رفتند و یک تیم بحرانزده را گرفتم و دو سه هفته سرمربی بودم. الان هم بعد از سه ماه که موسیمانه حضور داشت و رفت، به من گفتند که باشم تا سرمربی خوب خارجی به تیم اضافه شود. مربی خارجی آمد و ۱۰۰ میلیارد تومان برد و یک شعار هم نشنید، اما من که یک تیم ناآماده با حداقل جلسات تمرینی را تحویل گرفتم، باید فحش بخورم. من به هیچ عنوان از هواداران ناراحت نمیشوم، آنها تیمشان را دوست دارند. هرموقع سرمربی انتخاب شود، حتماً جدا میشوم و آرزو میکنم کسی بیاید که به حال و آینده استقلال کمک کند.»
