دوران نوجوانی یکی از حساسترین مراحل زندگی است. در این دوره، نوجوانان نیاز دارند استقلال پیدا و تجربه کسب کنند. اگر استعدادهای آنها با دستورات سخت و خشک هدایت شود، ممکن است احساس مقاومت و ناامیدی کنند.
جوان آنلاین: با نزدیک شدن به فصل بازگشایی مدارس، موضوع کشف و پرورش استعدادهای کودکان و نوجوانان بیش از پیش اهمیت مییابد. روانشناسان تأکید دارند شناسایی توانمندیهای ذاتی کودکان نه تنها مسیر تحصیلی و شغلی آینده او را روشن بلکه اعتمادبهنفس، انگیزه و رضایت شخصی او را نیز تقویت میکند و زمینه یک سال تحصیلی پربار و هدفمند را فراهم میآورد. بر اساس تجربه متخصصان، هر کودک ویژگیها و استعدادهای منحصربهفرد خود را دارد و تشخیص آن نیازمند مشاهده دقیق، فراهم کردن فرصتهای متنوع و ایجاد فضایی برای تجربه و خلاقیت است. گاهی والدین نمرات و عملکرد تحصیلی را معیار اصلی استعداد میدانند، در حالی که توانمندیها میتوانند در حوزههای هنری، ورزشی، علمی یا اجتماعی بروز کنند. مدارس با ارائه کلاسها و فعالیتهای گوناگون نقش مهمی در کشف استعدادها دارند، اما حمایت خانواده، بدون فشار و مقایسه با دیگران، عامل کلیدی رشد و پرورش توانمندی هاست. پرورش استعداد نیازمند راهنمایی مناسب، آموزش هدفمند و فرصت برای تمرین است تا علاقه و توانایی کودک به موفقیت واقعی تبدیل شود. در گفتوگوی «جوان» با دکتر امین حشمتی، مشاور و رواندرمانگر کودک و نوجوان، به بررسی راهکارهای هوشمندانه والدین و مدرسه برای شناسایی استعدادها، ایجاد فضای مشارکتی و حمایت بدون اجبار و تقویت مهارتهای زندگی مانند حل مسئله و خودشناسی پرداختهایم تا مسیر رشد و رضایت زندگی نوجوانان به بهترین شکل شکل گیرد. وی معتقد است، استعدادیابی کودکان کشف گنجهای درونی آنهاست که اگر پرورش یابد نه فقط آینده فرد، بلکه آینده جامعه را متحول میکند و این در حالی است که در ایران، نظام آموزشی کنونی با تأکید بر حفظیات و کنکور، اغلب استعدادهای واقعی دانشآموزان را نادیده میگیرد، غافل از اینکه شناسایی زودهنگام استعدادها چه در ریاضی، هنر، ورزش و … میتواند مسیر تحصیلی را متناسب با تواناییهای کودک هدایت، منابع را حفظ و از سرخوردگی جلوگیری کند. وی میگوید: «استعدادیابی، پلی بین تحصیل و بازار کار است و به جوانان کمک میکند شغل مناسب پیدا کنند و رضایت شغلی داشته باشند. از دیدگاه فرهنگی و دینی نیز کشف و هدایت استعدادها وظیفه ماست تا این گنجها در خدمت پیشرفت کشور قرار گیرند و موفقیت تنها به معنای پزشک یا مهندسشدن نباشد بلکه شامل پرورش ورزشکار، هنرمند یا کارآفرین نیز باشد.» در ادامه گفتوگو با وی را پیش رو دارید.
از نظر شما استعدادیابی کودکان و نوجوانان چه اهمیتی دارد و چه تأثیری بر آینده تحصیلی و شغلی آنها میگذارد؟
استعدادیابی در واقع شناسایی گنجهای درونی هر کودک است؛ گنجی که اگر کشف و پرورش داده شود، نه تنها آینده فرد بلکه آینده جامعه را متحول میکند. در کشور ما، بسیاری از دانشآموزان سالها وقت خود را صرف حفظ کردن مطالبی میکنند که هیچ ارتباطی با تواناییها و علایق شان ندارد و در نهایت با کنکور و آزمونهای رقابتی سنجیده میشوند. این روند باعث میشود استعدادهای واقعی بسیاری از کودکان و نوجوانان در همان دوران ابتدایی خاموش بماند. وقتی یک کودک ایرانی از همان سالهای ابتدایی مدرسه استعدادش شناخته شود، مثلاً در ریاضی، زبان، هنر یا ورزش، خانواده و نظام آموزشی میتوانند مسیر تحصیلی او را متناسب با همان ظرفیتها هدایت کنند. این یعنی کاهش اتلاف منابع، افزایش انگیزه و جلوگیری از سرخوردگیهای بعدی. در حقیقت، استعدادیابی میتواند پلی باشد بین دوران تحصیل و بازار کار. جوانی که استعدادش در حوزه فناوری اطلاعات، صنایع دستی یا هنرهای نمایشی شناخته و پرورش داده شود، در آینده احتمال بیشتری دارد شغلی متناسب پیدا کند و رضایت بیشتری از زندگی کاری خود داشته باشد. از دیدگاه فرهنگی نیز مهم است که بدانیم هر کودک امانتی در دست خانواده و جامعه است. آموزههای دینی ما تأکید کردهاند خداوند به هر انسانی استعدادهای خاصی داده است، بنابراین وظیفه ماست که این استعدادها را کشف و هدایت کنیم تا در خدمت پیشرفت کشور قرار گیرد. اگر این نگاه تقویت شود، موفقیت دیگر فقط به معنای پزشک یا مهندس شدن نخواهد بود بلکه پرورش یک ورزشکار ملی، یک هنرمند خلاق یا یک کارآفرین نوآور هم به عنوان موفقیت دیده میشود.
علائم و نشانههای اولیه استعداد در سنین مختلف چیست و والدین چگونه میتوانند آنها را شناسایی کنند؟
استعداد معمولاً خود را در قالب علاقه و رفتارهای تکرارشونده نشان میدهد. در سنین پیش دبستانی، نشانهها بیشتر در بازیهای کودکان بروز میکند. برای مثال، کودکی که علاقه زیادی به ساختن با لگو، خمیر بازی یا پازل دارد، ممکن است توانایی دیداری- فضایی یا مهندسی قوی تری داشته باشد. کودکی که مدام آواز میخواند یا ریتم میسازد، میتواند استعداد موسیقی یا ریتمیک داشته باشد و این استعداد حتی ممکن است در علاقه به سازهای سنتی ایرانی مثل دف یا سه تار دیده شود. در سنین دبستان، نشانهها کمی روشنتر میشوند. کودکی که بدون آموزش رسمی مسائل ریاضی را سریع حل میکند یا نوجوانی که با اشتیاق به حل معماهای علمی میپردازد، میتواند استعداد ریاضی یا علمی بالایی داشته باشد. کودکی که در نقاشی، خوشنویسی یا بازیهای نمایشی خلاقیت نشان میدهد، استعداد هنری دارد. والدین باید توجه کنند مشاهده رفتارهای مستمر و تکرارشونده، معیار قابل اطمینانتری نسبت به علاقههای گذراست. در دوران نوجوانی، علاقههای خودانگیخته به شکل واضحتری ظهور میکنند. نوجوانی که بدون فشار والدین ساعتها روی طراحی گرافیکی، برنامه نویسی یا ورزشهایی مثل کشتی و فوتبال وقت میگذارد، سیگنالهای روشنی از استعدادش نشان میدهد. والدین باید با فراهم کردن فرصتهای مناسب و محیط امن، امکان رشد این استعدادها را فراهم و همزمان از مقایسه با دیگران پرهیز کنند.
چه تفاوتی بین علاقه و استعداد وجود دارد و چگونه میتوان آنها را از هم تشخیص داد؟
در مسیر رشد و بالندگی دو مفهوم «علاقه» و «استعداد» اغلب به جای هم به کار میروند، اما فهم تمایز میان آنها برای هدایت صحیح فردی حیاتی است. علاقه، آن کشش درونی و لذت بردن از یک فعالیت خاص است؛ جرقهای هیجان انگیز که میتواند مسیر توجه ما را تغییر دهد و حتی موقتی و تغییرپذیر باشد، مانند کودکی که امروز به نقاشی علاقهمند است و فردا به فوتبال، اما استعداد، ظرفیت بالقوه و توانایی ذاتی فرد برای موفقیت در یک حوزه خاص است که به او اجازه میدهد با تلاش کمتر یا سرعت بیشتری به مهارت دست یابد؛ بذری که اگر مراقبت شود، به درختی تنومند تبدیل میشود. مثلاً، کودکی ممکن است به نقاشی علاقه داشته باشد، اما در مهارتهای پایه آن ضعیف باشد یا نوجوانی با توانایی فوق العاده در ریاضی، به دلیل تجربههای منفی، هیچ علاقهای به آن نشان ندهد. تشخیص این تفاوتها نیازمند مشاهده مداوم، سنجش دقیق تواناییها و ثبت رفتارهای فرد است. باید از سطح هیجانات زودگذر فراتر رفت و به عملکرد واقعی توجه کرد. بهترین حالت زمانی است که علاقه و استعداد دست در دست هم دهند. ابتدا باید استعداد واقعی را شناسایی کرد، یعنی آن ظرفیتهای پنهانی که فرد در آنها توانایی بالایی دارد، سپس با فراهم آوردن محیطی مناسب، منابع آموزشی جذاب و تشویقهای مثبت، علاقه فرد را در همان حوزه استعدادش تقویت کرد. این هم افزایی، مانند داشتن موتوری قوی (استعداد) با سوختی عالی (علاقه) است که نه تنها به موفقیت پایدار و رضایت عمیق منجر میشود بلکه فرد از مسیر پیشرفت خود نیز لذت میبرد و این همان چیزی است که میتواند آینده فرد و جامعه را به بهترین شکل ممکن رقم بزند.
