
در کامارینا، سیسیل، برخی از ماسکهایی که تئاتر یونانی مناندر را به یاد میآورند ناپدید شدهاند. باستان شناس مسن و مدیر موزه، بریانو تئو کالوانی، تنها 30 مورد پیدا می کند، در حالی که او متقاعد شده است که ده نفر دیگر در حفاری به سرقت رفته اند. این به نوهاش ریکاردینو خواهد بود که سالها بعد آنها را بیابد تا خواستههای پدربزرگش را که در هنگام مرگ ابراز کرده بود برآورده کند. ریکاردینو، جوان ساده لوح و بی تجربه، برای استقبال از برادرش اتوره در بازگشت از آمریکا به رم می رود و در اینجا مجبور می شود بیشتر از حد انتظار بماند و تا زمانی که نقاب محبوبش را پیدا کند، با ماجراجویی های جسورانه روبرو شود.
