
به گزارش مجله خبری نگار، اول دی ماه سال ۱۳۲۸ در خانوادهای معمولی نوزادی به نام شاهرخ به دنیا آمد که هیچکس پایانی چنین درخشان برای او در نظر نمیگرفت، اما چنان زیست که سرنوشتش یادآور بزرگمرد تاریخ و یکی از اصحاب امام حسین (ع) یعنی حُر است. شاهرخ از کودکی درشت جثه بود. در کودکی پدرش را از دست داد و در اوایل نوجوانی بهخاطر دفاع از حقش از مدرسه اخراج شد. نبود پدر و نرفتن به مدرسه او را در مسیر بدی قرار داد؛ طوریکه قهرمانیهای مکرر در رشته کشتی و عضویت در تیم ملی هم نتوانست او را اصلاح کند؛ شاهرخ با استفاده از هیکل درشتش در کابارهها مسئول برقراری نظم بود. اما در همان روزها هم شاهرخ روحیات خاصی داشت و اهل دستگیری از ضعیفان بود تا اینکه دعاهای مادر پیرش اثر کرد. مسیحا نفسی آمد و از انفاس خوش او مسیر زندگی شاهرخ تغییر کرد. شاهرخ در مسیر مبارزه با رژیم شاه قرار گرفت. انقلاب که پیروز شد میگفت: «عظمت را اگر خدا بدهد میشود امام خمینی، با یک عبا و عمامه آمد؛ اما عظمت پوشالی شاه را از بین برد». شاهرخ این حر انقلاب، ۱۷ آذر سال ۵۷ در آبادان شهید شد. به مناسبت هفته دفاع مقدس برگهایی از زندگی او را به نقل از خانواده، دوستان و همرزمانش مرور کردیم.
