شرکتهای بزرگ نفتی دیگر به یک گزارش یا یک پیشبینی تکیه نمیکنند بلکه مدیران اکسون، شل، بیپی و شورون معمولاً سناریوهای مختلف مؤسسات بینالمللی را کنار هم قرار میدهند و بر اساس «دامنه احتمالات» تصمیم میگیرند.
تا همین چند سال پیش، کافی بود وزیران نفت اوپک در وین دور یک میز بنشینند تا بازار جهانی انرژی نفس خود را حبس کند. امروز اما معادله تغییر کرده است. معاملهگران والاستریت، مدیران اکسون و شل، اقتصاد چین، تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا و حتی سیاستهای بانکهای مرکزی، همگی به اندازه اوپک در تعیین مسیر قیمت نفت نقش دارند. پرسش اینجاست؛ آیا عصر فرمانروایی مطلق اوپک بر بازار نفت رو به پایان است؟
به گزارش سرویس انرژی تابناک، اگر در بازارهای مالی تنها یک دارایی وجود داشته باشد که درباره آینده آن بتوان دهها پیشبینی کاملاً متفاوت پیدا کرد، بدون تردید نفت است. کافی است گزارشهای ماها امنیتی آن کشور را زیر نظر میگیرند. در این صنعت، حفاری یک چاه ممکن است چند ماه طول بکشد، اما تصمیم برای حفاری آن، گاهی حاصل چند سال مطالعه و ارزیابی ریسک است. به همین دلیل، هر بار که فضای ژئوپلیتیک خاورمیانه دستخوش تغییر میشود، نخستین واکنش در بازار نفت، افزایش یا کاهش قیمت نیست؛ بلکه بازنگری در نقشه سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ انرژی است. مدیران این شرکتها از خود میپرسند آیا میتوان پروژهای را آغاز کرد که ۲۰ یا ۳۰ سال آینده نیز از ثبات نسبی برخوردار باشد؟
برای ایران، این پرسش اهمیت دوچندانی دارد. کشوری که با در اختیار داشتن یکی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان، از نظر زمینشناسی در زمره جذابترین مقاصد سرمایهگذاری انرژی قرار میگیرد، اما طی سالهای گذشته به دلیل تحریمها، محدودیتهای مالی و نااطمینانیهای سیاسی، بخش بزرگی از این ظرفیت بالفعل نشده است.
