
حسن بابایی استادیار گروه حقوق بین الملل واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی و رئیس سازمان ثبت در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرارداد نوشت: هر سفر را نمیتوان در مختصات جغرافیا و سیاست خلاصه کرد. برخی سفرها، بیش از آنکه از نقطهای به نقطه دیگر در جهان بیرونی حرکت کنند، سفری در جهان معنا هستند؛ سفری از سطح رویدادها به لایههای پنهانتر اندیشه، فرهنگ و تاریخ. گاه یک اجلاس بینالمللی، تنها بهانهای میشود برای مواجهه با پرسشهایی که بسیار فراتر از دستور کار رسمی آن اجلاساند: انسان چیست؟ عدالت چیست؟ صلح چگونه پدید میآید؟ و تمدنها چگونه میتوانند در جهانی که تفاوتهایش روزبهروز آشکارتر میشود، به زبان مشترکی برای زیستن دست یابند؟
حضور حجتالاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، در اجلاس رؤسای دستگاههای قضایی کشورهای عضو بریکس در هند را میتوان از همین منظر خواند. این سفر، در سطح نخست، یک رویداد رسمی و حقوقی بود؛ اما در سطحی عمیقتر، مواجهه دو نگاه به انسان و جهان بود: نگاه حقوقی که در جستوجوی عدالت است و نگاه تمدنی که میپرسد عدالت، پیش از آنکه در قانون نوشته شود، چگونه در وجدان انسان شکل میگیرد. هند، برای چنین تأملی، انتخابی معنادار است.
هند را نمیتوان فقط با مرزهای سیاسی امروز آن شناخت. هند، پیش از آنکه یک کشور باشد، یک تجربه تمدنی است؛ تجربهای طولانی از زیستن با پرسشهای بنیادین هستی. سرزمینی که در آن، فلسفه نه فقط در کتابها، بلکه در شیوه زیستن، در آیینها، در سکوت، در مراقبه و در جستوجوی نسبت انسان با خویشتن، دیگری و جهان حضور داشته است. در سنتهای فلسفی و معنوی هند، حقیقت همواره چیزی فراتر از یک گزاره ذهنی بوده است. شناخت در بسیاری از این سنتها، صرفاً دانستن درباره جهان نیست؛ نوعی دگرگونی در نحوه بودن انسان است. انسان برای رسیدن به حقیقت، تنها به انباشتن اطلاعات نیاز ندارد؛ باید از خود نیز عبور کند. شاید به همین دلیل است که در بخش مهمی از میراث معنوی هند، صلح ابتدا از درون آغاز میشود و سپس به جهان بیرون راه مییابد.
