به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، تاریخ، نه تکرار ملالآور حوادث، که صحنه بازتولید مستمر الگوهای رفتاری است. بازخوانی گسل عمیق میان حاکمیت قدسی و عملگرایی نفاقآلود، ضرورتی است که فراتر از تحلیلهای کلاسیک سیاسی میرود. چراکه ما امروز با دشمنی روبهرو هستیم که ریشههای فکریاش، نه در نظریات مدرن قرن بیستمی، بلکه در رحم جریانی شکل گرفته که سدهها پیش، با پذیرش ظاهری حقیقت، تیشه به ریشه معنا زد. این یادداشت به واکاوی پیوند شوم میان ریشههای نفاق در صدر اسلام و پیچیدگیهای دیپلماسی معاصر میپردازد تا مشخص شود چگونه یک جریان سکولار مخفی میتواند دستاوردهای ملی و هستهای را با چالش روبهرو کند.
نظام امامت
ظهور اسلام و بنیانگذاری ساختار بیبدیل مدینه، پایانی بر دوران سرگردانی بشر در بنبستهای نظامهای فردمحور و قبیلهای بود. پیامبر اکرم (ص) با تاسیس نظام امامت، مدلی از پیوند وثیق میان آسمان و زمین را ارائه داد که در آن قدرت، نه هدف، بلکه ابزاری مقدس برای اقامه قسط و دادگری بود. این نظام که ریشه در شجره طیبه بعثت دارد، بر پایهای استوار شده که مشروعیت خود را از حق الهی و مقبولیتش را از اراده آگاهانه ملت میگیرد.
