
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، تاریخ ایران زمین، همواره با مفهوم «مقاومت» گره خورده است. از سپیدهدم باستان تا ادوار معاصر، هرگاه سایه هجوم بیگانه بر این خاک گسترده شده، ارادهای پولادین از میان تودهها و نخبگان برخاسته تا از تمامیت ارضی و هویت ملی پاسداری کند. این روحیه دفاعی، نه صرفاً یک واکنش نظامی، بلکه بخشی از جوهره فرهنگی ایرانیان است که در بزنگاههای تاریخی، خود را در قالب قیامهای مردمی، تدابیر دیپلماتیک و ایثارگریهای فرماندهان وطنپرست بازنمایی کرده است.
در این میان، دوره قاجار و بهویژه عصر جنگهای ایران و روس، یکی از آزمونهای دشوار برای بقای ملی بود؛ دورانی که در آن شاهزادهای نستوه به نام عباس میرزا، پرچم مقاومت را در برابر ماشین جنگی مدرن روسیه تزاری برافراشت.
بنابر روایت مهر، مقاومت ملی در ایران ریشه در باور به استقلال و حفاظت از «ایرانشهر» دارد. نگاهی به سیر تحولات تاریخی نشان میدهد که ایرانیان همواره میان «جنگهای دفاعی» و «جنگهای کشورگشا» تمایز قائل بودهاند. در شمالی شود. او به درستی فهمیده بود که تمامیت ارضی بدون اقتدار در دریا ناقص است. در نهایت، این شاهزاده میهنپرست پیش از آنکه به تخت سلطنت تکیه زند و ثمره تلاشهایش را ببیند، در راه خدمت به میهن و در میانه تلاش برای سامان دادن به امور شرق ایران، بر اثر بیماری و رنجهای ناشی از سالها جنگاوری، چشم از جهان فروبست.
اما میراث او، یعنی آمیختگی «مقاومت» با «نوسازی»، به عنوان چراغی فرا راه اصلاحگران بعدی همچون امیرکبیر باقی ماند. او با خون و تدبیر خود ثابت کرد که حفاظت از ایران، نیازمند فداکاری بیمنتها و بیداری در برابر تندبادهای جهانی است.
امروزه، نام عباس میرزا نه به عنوان یک فرمانده شکستخورده، بلکه به عنوان نماد پایداری، شرف و نخستین معمار دفاع مدرن ایران در حافظه تاریخی ملت ما جاودانه گشته است.
